تصور کنید که ده ساعت از هفته کاری شما به طور ناگهانی آزاد می‌شود، بدون آنکه حتی یکی از وظایف روزمره نادیده گرفته شده یا به تعویق افتاده باشد. این ده ساعت، زمانی است که معمولاً صرف کلنجار رفتن با ایمیل‌های تکراری، ثبت دستی ارقام در فایل‌های اکسل بی‌پایان، و پیگیری‌های فرسایشی برای گرفتن یک تأییدیه ساده از مدیر بخش دیگر می‌شود. برای بسیاری از مدیران و کارمندان در فضای کسب‌وکار ایران، این تصویر بیشتر شبیه به یک رؤیای فانتزی است تا یک واقعیت قابل دسترس. اما حقیقت عریان این است که اتوماسیون فرایندها (Process Automation) دقیقاً برای تبدیل همین رؤیا به یک ضرورت عملیاتی خلق شده است. نویسنده معتقد است که ما در دورانی زندگی می‌کنیم که ناکارآمدی دستی دیگر فقط یک "کندی ساده" نیست، بلکه یک خودکشی تدریجی برای سازمان محسوب می‌شود. در حالی که رقبا با سرعت نور در حال حرکت هستند، اصرار بر روش‌های سنتی مانند این است که بخواهید در یک مسابقه فرمول یک، با درشکه شرکت کنید. این مقاله تلاشی است برای فراتر رفتن از پوسته‌های ظاهری و بازاریابی تکنولوژی و نگریستن به آنچه که واقعاً در زیر لایه‌های اتوماسیون می‌گذرد.

اتوماسیون فرایندها چیست؟

وقتی صحبت از اتوماسیون فرایندها به میان می‌آید، بسیاری از ذهن‌ها بلافاصله به سمت ربات‌های غول‌پیکر در خطوط تولید خودروسازی یا هوش مصنوعی‌های پیچیده می‌رود. اما حقیقت بسیار ساده‌تر و در عین حال عمیق‌تر است. اتوماسیون فرایندها به معنای استفاده از تکنولوژی برای اجرای وظایف یا فرایندهای تکراری است که پیش از این توسط انسان انجام می‌شد. اما اجازه ندهید این تعریف ساده شما را فریب دهد. این فقط جایگزینی انسان با ماشین نیست؛ این بازطراحی نحوه تفکر ما درباره "کار" است. نویسنده بر این باور است که اتوماسیون در واقع هنر حذف زواید فکری و فیزیکی از جریان ارزش‌آفرینی سازمان است.

بیشتر بخوانید: افزایش بهره‌وری تیم با ابزارهای مدیریت کار

مولفه های اصلی اتوماسیون فرایندها چیست؟

برای درک بهتر، باید به مولفه‌های بنیادین این مفهوم نگاه کنیم. اولین و حیاتی‌ترین قدم، شناسایی و نقشه‌برداری فرایند (Process Mapping) است. قبل از اینکه بخواهید چیزی را اتوماتیک کنید، باید بدانید دقیقاً چه کاری انجام می‌دهید. بسیاری از سازمان‌ها در این مرحله شکست می‌خورند چون سعی می‌کنند یک فرایندِ از اساس غلط و آشفته را اتوماتیک کنند. نتیجه؟ آنها فقط سرعت تولید آشفتگی را افزایش می‌دهند. نقشه‌برداری به ما می‌گوید که داده‌ها از کجا می‌آیند، چه کسی روی آن‌ها تصمیم می‌گیرد و خروجی نهایی کجاست. این مرحله، لحظه مواجهه با حقیقت است؛ جایی که مدیران متوجه می‌شوند چقدر از فعالیت‌های روزانه تیمشان عملاً هیچ ارزش افزوده‌ای ندارد.

مولفه بعدی، اتوماسیون وظایف (Task Automation) است. اینجاست که ابزارهایی مانند رباتیک نرم‌افزاری (RPA) یا نرم‌افزارهای مدیریت گردش کار وارد میدان می‌شوند. به عنوان مثال، در یک آموزشگاه، به جای اینکه یک کارمند هر روز لیست دانش‌آموزان را چک کند و به آن‌ها زنگ بزند تا کلاس فردایشان را یادآوری کند، یک سیستم خودکار این کار را انجام می‌دهد.

سومین رکن، ادغام سیستم‌ها (System Integration) است. در دنیای امروز، هیچ ابزاری به تنهایی معجزه نمی‌کند. قدرت واقعی زمانی آزاد می‌شود که نرم‌افزار حسابداری شما با سیستم فروش و پنل ارسال پیامک‌تان صحبت کند. این "گفتگوی ماشین با ماشین" همان چیزی است که خطای انسانی را به صفر نزدیک می‌کند. اگر اطلاعات مشتری در CRM ثبت شود اما برای صدور فاکتور نیاز باشد که کارمند حسابداری دوباره آن را به صورت دستی وارد کند، شما هنوز در عصر حجرِ دیجیتال به سر می‌برید. اتوماسیون فرایندها یعنی داده‌ها مانند خون در رگ‌های سازمان جریان یابند، بدون اینکه نیاز باشد کسی آن‌ها را با قاشق جابجا کند.

در نهایت، به تحلیل و بهینه‌سازی (Analysis and Optimization) می‌رسیم. اتوماسیون یک پروژه نیست که تاریخ شروع و پایان داشته باشد؛ بلکه یک چرخه دائمی است. وقتی فرایندی اتوماتیک می‌شود، شما کوهی از داده‌های دقیق در اختیار دارید. اکنون می‌توانید بفهمید که گلوگاه‌های واقعی کجا هستند. آیا تاییدیه مدیر مالی بیش از حد طول می‌کشد؟ آیا مشتریان در مرحله خاصی از خرید منصرف می‌شوند؟ اتوماسیون به شما چشمانی می‌دهد که پیش از این نداشتید. نویسنده معتقد است بسیاری از مدیران از اتوماسیون می‌ترسند، نه به خاطر هزینه‌اش، بلکه به خاطر شفافیتی که ایجاد می‌کند. شفافیت، بی‌کفایتی‌های پنهان شده پشت پرده "سرم شلوغ است" را برملا می‌کند.

چرا اتوماسیون فرایندها برای کسب‌وکارهای امروزی حیاتی است؟

بیایید تعارف را کنار بگذاریم؛ در اکوسیستم اقتصادی فعلی ایران، که تورم و هزینه‌های عملیاتی هر روز سقف جدیدی را لمس می‌کنند، اتوماسیون دیگر یک انتخاب لوکس برای شرکت‌های های‌تک (Hi-Tech) نیست. این تنها راه بقا برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط (SMBs) است. چرا؟ چون بزرگترین دارایی شما، یعنی زمان کارمندانتان، در حال سوختن در کوره کارهای تکراری است. وقتی یک نیروی متخصص که برای خلاقیت و حل مسئله استخدام شده، نیمی از روز خود را صرف کپی-پیست کردن اطلاعات بین دو نرم‌افزار می‌کند، شما نه تنها حقوق او را دور می‌ریزید، بلکه انگیزه و بهره‌وری او را نیز نابود می‌کنید.

حیاتی بودن اتوماسیون فرایندها از چند جنبه غیرقابل انکار است. اول، بحث صرفه‌جویی در زمان و هزینه است. اما نه به آن معنای سطحی که در بروشورهای تبلیغاتی می‌بینید. منظور ما "هزینه فرصت" است. زمانی که مدیر یک مجموعه صرفِ چک کردن دستیِ موجودی انبار نمی‌کند، زمانی است که می‌تواند صرف استراتژی فروش یا توسعه محصول جدید کند. محاسبات نشان می‌دهد که در سازمان‌های بدون اتوماسیون، حدود ۳۰ درصد از درآمد سالانه صرف هزینه‌های ناشی از ناکارآمدی فرایندها می‌شود. آیا واقعاً کسب‌وکاری در شرایط فعلی می‌تواند چنین اتلاف منابعی را تحمل کند؟

دوم، کاهش وحشتناک خطای انسانی است. ذهن انسان برای کارهای تکراری ساخته نشده است. خستگی، حواس‌پرتی یا حتی یک شب بدخوابی می‌تواند باعث شود یک صفر کم یا زیاد در یک حواله بانکی یا سفارش خرید درج شود. ماشین‌ها خسته نمی‌شوند، قهوه نمی‌خورند و دچار نوسانات خلقی نمی‌شوند. آن‌ها دقیقاً همان کاری را انجام می‌دهند که برایش برنامه‌ریزی شده‌اند. تحقیقات نشان می‌دهد که نرخ خطا در فرایندهای دستی حدود ۵ تا ۱۰ درصد است، در حالی که در فرایندهای اتوماتیک، این عدد به کمتر از ۰.۰۰۱ درصد می‌رسد. این تفاوت، مرز بین یک مشتری وفادار و یک مشتری شاکی است که در شبکه‌های اجتماعی علیه شما می‌نویسد.

بیشتر بخوانید: افزایش بهره وری روزانه با تکنیک های مدیریت وظایف | چک لیست افزایش بهره وری کسب وکار

مقیاس‌پذیری و رضایت مشتری؛ دو روی یک سکه

یکی از بزرگترین چالش‌های کسب‌وکارهای در حال رشد، عدم مقیاس‌پذیری (Scalability) است. تصور کنید شما یک فروشگاه آنلاین دارید که روزانه ۱۰ سفارش می‌گیرد و همه چیز را دستی مدیریت می‌کنید. اگر فردا تعداد سفارش‌ها به ۱۰۰۰ عدد برسد، چه اتفاقی می‌افتد؟ با روش‌های دستی، شما باید تعداد کارکنان خود را ۱۰۰ برابر کنید که عملاً غیرممکن است. اما با اتوماسیون فرایندها، تفاوت بین مدیریت ۱۰ سفارش و ۱۰۰۰ سفارش، صرفاً چند خط کد و قدرت پردازش سرور است. اتوماسیون به شما اجازه می‌دهد بزرگ شوید بدون اینکه وزنه‌های سنگینِ هزینه‌های پرسنلی به پاهایتان بسته شود.

در نهایت، باید به تجربه مشتری (Customer Experience) اشاره کرد. مشتری امروزی، به ویژه نسل‌های جدید، صبر و حوصله نسل‌های قبل را ندارند. آن‌ها انتظار دارند به محض ثبت سفارش، ایمیل تاییدیه دریافت کنند، وضعیت کالا را لحظه‌ای پیگیری کنند و در صورت بروز مشکل، در کمترین زمان پاسخ بگیرند. دستی انجام دادن این‌ها یعنی تأخیر. و تأخیر در دنیای دیجیتال یعنی مرگ برند. اتوماسیون به شما این قدرت را می‌دهد که در مقیاس وسیع، رفتاری شخصی‌سازی شده و سریع با تک‌تک مشتریان داشته باشید. آیا واقعاً انتظار داریم با روش‌های قرن بیستم، در بازار قرن بیست و یکم رقابت کنیم؟ این پرسشی است که هر مدیری باید پیش از خواب از خود بپرسد.

اولین گام‌ها برای شروع پیاده‌سازی اتوماسیون فرایندها

بسیاری از مدیران وقتی با مفهوم اتوماسیون فرایندها روبرو می‌شوند، دچار نوعی "فلج تحلیلی" می‌شوند. آن‌ها فکر می‌کنند باید از همان ابتدا میلیون‌ها تومان صرف خرید نرم‌افزارهای پیچیده جهانی یا استخدام تیم‌های برنامه‌نویسی بزرگ کنند. اما این یک باور غلط و ناشی از همان تبلیغات پرزرق‌وبرقی است که نویسنده از آن بیزار است. شروع اتوماسیون بیشتر از آنکه به تکنولوژی ربط داشته باشد، به طرز فکر (Mindset) مربوط است.

  • اولین گام، شناخت واقعی و بی‌پرده فرایندهای موجود است. شما باید با یک نگاه منتقدانه به سراغ کارهای روزمره بروید و بپرسید: "کدام یک از این کارها آنقدر احمقانه و تکراری است که یک ماشین هم می‌تواند انجامش دهد؟"
  • گام دوم، تعیین اهداف ملموس و کوچک است. به جای اینکه بخواهید کل سازمان را در یک ماه دگرگون کنید، با یک پروژه آزمایشی (Pilot Project) شروع کنید. فرایندی را انتخاب کنید که "درد" زیادی ایجاد می‌کند اما پیچیدگی فنی کمی دارد. مثلاً فرایند درخواست مرخصی کارکنان یا ثبت فاکتورهای هزینه‌کرد. هدف‌گذاری کنید که مثلاً زمان این فرایند را از دو روز به دو ساعت کاهش دهید. وقتی اولین موفقیت کوچک حاصل شود، ترسِ بدنه سازمان از تکنولوژی فرو می‌ریزد و فرهنگ پذیرش تغییر شکل می‌گیرد. اینجاست که همراهی تیم اهمیت پیدا می‌کند. اگر کارکنان حس کنند اتوماسیون آمده تا آن‌ها را اخراج کند، در برابر آن مقاومت یا حتی کارشکنی می‌کنند. باید به آن‌ها ثابت کنید که اتوماسیون، آن‌ها را از کارهای "برده‌وار" نجات می‌دهد تا بتوانند کارهای "انسانی" بیشتری انجام دهند.
  • در انتخاب ابزار نیز باید هوشمندانه عمل کرد. همیشه پرهزینه‌ترین ابزار، بهترین ابزار نیست. در بازار ایران، گاهی یک سیستم ساده و بومی‌سازی شده بسیار کارآمدتر از نسخه‌های کرک شده یا پیچیده خارجی است. تمرکز باید بر "نیاز" باشد، نه "قابلیت‌های اضافی" که شاید هرگز از آن‌ها استفاده نکنید. نویسنده بارها شاهد بوده که شرکت‌ها مبالغ کلانی را صرف خرید لایسنس‌های گران‌قیمت کرده‌اند، در حالی که تیم‌شان هنوز در استفاده از قابلیت‌های اولیه آن ناتوان بوده است. این یعنی اتلاف منابع به نام مدرن شدن.
  • پس از پیاده‌سازی اولیه، کار تمام نشده است. در واقع، کار اصلی تازه شروع شده است. شما باید به طور مداوم خروجی‌ها را رصد کنید. آیا اتوماسیون واقعاً زمان را کاهش داده است؟ آیا خطاهای جدیدی به خاطر باگ‌های نرم‌افزاری ایجاد نشده است؟ اتوماسیون فرایندها یک موجود زنده است که با رشد کسب‌وکار شما، نیاز به تکامل دارد. شاید لازم باشد فرایندهایی که امروز اتوماتیک کرده‌اید، سال آینده به دلیل تغییر استراتژی فروش، به کلی حذف یا بازنویسی شوند. انعطاف‌پذیری، کلید موفقیت در این مسیر است.
  • همچنین، نباید از آموزش غافل شد. تکنولوژی بدون انسانی که بداند چگونه از آن استفاده کند، صرفاً یک آهن‌پاره دیجیتال است. آموزش مستمر کارکنان و درگیر کردن آن‌ها در فرایند بهبود، باعث می‌شود که اتوماسیون به بخشی از دی‌ان‌ای (DNA) سازمان تبدیل شود. نویسنده معتقد است بزرگترین مانع اتوماسیون در ایران، نه تحریم است و نه کمبود بودجه، بلکه "ترس از دست دادن کنترل" توسط مدیرانی است که عادت کرده‌اند برای هر چیز کوچکی، امضای فیزیکی آن‌ها پای برگه باشد. رها کردن این کنترل سنتی و اعتماد به الگوریتم‌ها، سخت‌ترین اما سودآورترین تصمیمی است که یک مدیر می‌تواند بگیرد.

مولفه های اصلی اتوماسیون فرایندها چیست؟

بیشتر بخوانید: مدیریت وظایف چیست؟ | سیستم مدیریت وظایف در نرم افزار کارمیز

چالش‌های پنهان و زوایای تاریک اتوماسیون فرایندها

تا اینجا از مزایا گفتیم، اما "تیغ تیز" وظیفه خود می‌داند که به زوایای ناخوشایند هم بپردازد. اتوماسیون فرایندها همیشه گل و بلبل نیست. یکی از بزرگترین خطرات، اتوماتیک کردن یک فرایندِ خراب است. اگر شما راه اشتباهی را اتوماتیک کنید، فقط سریع‌تر به مقصد غلط می‌رسید. بسیاری از سازمان‌ها قبل از اینکه فرایندهای خود را مهندسی مجدد کنند، سراغ نرم‌افزار می‌روند. این کار مثل این است که روی یک ساختمان در حال ریزش، نمای شیشه‌ای مدرن کار کنید. نتیجه نهایی، فروپاشی گران‌قیمت‌تر خواهد بود.

چالش دیگر، از دست رفتن "لمس انسانی" در جاهایی است که واقعاً به آن نیاز است. در حالی که اتوماسیون در بخش‌های پشتیبانی و عملیاتی عالی است، اما در بخش‌هایی که نیاز به همدلی، خلاقیت و درک زمینه‌های پیچیده انسانی دارد، می‌تواند فاجعه‌بار باشد. هیچ‌کس دوست ندارد وقتی با یک مشکل حاد و احساسی روبروست، با یک ربات چت کند که مدام جملات کلیشه‌ای تحویل می‌دهد. هنر مدیریت در این است که بدانیم کجا باید از اتوماسیون استفاده کنیم و کجا باید اصرار داشته باشیم که یک انسانِ باهوش و بااحساس حضور داشته باشد. تعادل بین کارایی ماشین و درک انسان، مرز باریک موفقیت است.

همچنین باید به بحث امنیت داده‌ها اشاره کرد. وقتی تمام فرایندهای شما دیجیتالی و اتوماتیک می‌شود، شما به شدت در برابر حملات سایبری یا اختلالات فنی آسیب‌پذیر می‌شوید. یک قطعی برق ساده یا یک باگ در سرور می‌تواند کل فعالیت‌های شرکت را فلج کند. بنابراین، پیاده‌سازی اتوماسیون بدون در نظر گرفتن پروتکل‌های امنیتی و نقشه‌های جایگزین (Disaster Recovery)، یک بی‌احتیاطی محض است. شاید اشتباه کنم، اما به نظر می‌رسد بخش زیادی از این هیجان پیرامون اتوماسیون، صرفاً بازاریابی است و کمتر کسی به هزینه‌های نگهداری و امنیت آن اشاره می‌کند.

بیشتر بخوانید: اندازه گیری بهره وری تیم | چگونه بهره وری تیمی را با نرم افزار کارمیز اندازه گیری کنیم؟

فرهنگ سازمانی؛ سدی سدید یا جاده‌ای هموار؟

در نهایت، بزرگترین چالش، فرهنگ است. در بسیاری از شرکت‌های ایرانی، "قدرت" با "اطلاعات" گره خورده است. وقتی اتوماسیون فرایندها باعث شفافیت اطلاعات می‌شود، کسانی که قدرت خود را از پنهان کردن اطلاعات یا پیچیده نشان دادن کارهای ساده می‌گرفتند، احساس خطر می‌کنند. این افراد شروع به مقاومت منفی می‌کنند؛ از وارد کردن اطلاعات غلط گرفته تا بزرگنمایی مشکلات کوچک سیستم. مدیریت این تغییر فرهنگی، بسیار دشوارتر از نصب هر نرم‌افزاری است. نویسنده بارها دیده است که پیشرفته‌ترین سیستم‌های ERP جهانی در سازمان‌های ایرانی به دلیل همین مقاومت‌های فرهنگی شکست خورده و متروکه شده‌اند.

آیا ما واقعاً به دنبال راه‌حل واقعی هستیم، یا صرفاً می‌خواهیم مدرن به نظر برسیم؟ این سوالی است که باید با صداقت به آن پاسخ داد. اگر هدف فقط نمایش است، اتوماسیون یک هزینه بیهوده است. اما اگر هدف، ساختن سازمانی چابک، پاسخگو و سودآور است، باید برای چالش‌های فرهنگی آن هم به اندازه چالش‌های فنی وقت و انرژی صرف کرد. اتوماسیون یک ابزار است، نه یک عصای جادویی. کیفیت خروجی آن دقیقاً به کیفیت فکر و اراده‌ای بستگی دارد که پشت آن قرار گرفته است.

بیشتر بخوانید: دوباره کاری تیم ها | راهنمای جامع کاهش دوباره کاری در تیم ها با نرم افزار کارمیز

آینده اتوماسیون فرایندها و پیوند آن با هوش مصنوعی

ما در آستانه جهشی بزرگ در مفهوم اتوماسیون هستیم. اگر تا دیروز اتوماسیون فرایندها به معنای اجرای دستورات "اگر-آنگاه" ساده بود، فردا به معنای "اتوماسیون هوشمند" (Intelligent Automation) است. با ورود هوش مصنوعی (AI) و یادگیری ماشین (Machine Learning)، سیستم‌ها دیگر فقط مجری نیستند، بلکه شروع به تصمیم‌گیری می‌کنند. آن‌ها می‌توانند الگوها را تشخیص دهند، ناهنجاری‌ها را پیش‌بینی کنند و حتی فرایندهای خود را بهینه‌تر کنند. این یعنی ماشین نه تنها کار را انجام می‌دهد، بلکه یاد می‌گیرد چگونه آن را بهتر انجام دهد.

برای یک کسب‌وکار کوچک، این می‌تواند به معنای سیستمی باشد که به طور خودکار قیمت محصولات را بر اساس قیمت رقبا و تقاضای بازار تغییر می‌دهد، یا سیستمی که قبل از اینکه مشتری متوجه مشکلی شود، آن را شناسایی و رفع می‌کند. اما نباید در این هیجان غرق شد. هرچقدر سیستم‌ها هوشمندتر می‌شوند، نیاز به نظارت انسانیِ متخصص‌تر هم بیشتر می‌شود. ما به جای کارمندانی که کارهای تکراری انجام می‌دهند، به تحلیل‌گرانی نیاز خواهیم داشت که بتوانند خروجی‌های این سیستم‌های هوشمند را تفسیر و هدایت کنند.

احتمالاً پیاده‌سازی اولیه این سطح از تکنولوژی برای بسیاری از SMBها در ایران فعلاً دور از دسترس به نظر برسد، اما سرعت تحولات آنقدر زیاد است که این "آینده" خیلی زودتر از آنچه فکر می‌کنیم به "اکنون" تبدیل خواهد شد. کسانی که امروز پایه و اساس اتوماسیون ساده را در سازمان خود بنا نکنند، در مواجهه با موج هوش مصنوعی به کلی غرق خواهند شد. به نظر می‌رسد اولین قدم، درک عمیق‌تر از خود فرایندهاست تا بتوانیم آن‌ها را برای دنیای جدید آماده کنیم.

نتیجه‌گیری عملی

اتوماسیون فرایندها یک مقصد نیست، بلکه یک سفر مداوم برای رسیدن به کارایی و تعالی عملیاتی است. ما در این مطلب آموختیم که اتوماسیون نه یک ترند زودگذر، بلکه ضرورتی برای بقا در بازار رقابتی امروز است. از حذف خطاهای انسانی گرفته تا آزاد کردن پتانسیل‌های نهفته تیم، مزایای این رویکرد غیرقابل انکار است. با این حال، نباید فراموش کرد که تکنولوژی به تنهایی معجزه نمی‌کند. موفقیت در این مسیر نیازمند شناخت دقیق فرایندها، انتخاب ابزار مناسب و مهم‌تر از همه، ایجاد فرهنگ پذیرش تغییر در بدنه سازمان است.

اگر شما هم احساس می‌کنید سازمانتان در باتلاق کارهای تکراری و دستی فرو رفته است، اکنون زمان اقدام است. لازم نیست با پروژه‌های میلیاردی شروع کنید. از کوچکترین و آزاردهنده‌ترین فرایند شروع کنید و تاثیر آن را بر روحیه تیم و رضایت مشتری ببینید. به یاد داشته باشید که در دنیای جدید، سرعت و دقت دیگر "امتیاز" نیستند، بلکه "حداقل‌های لازم برای حضور در بازی" هستند. اجازه ندهید ترس از پیچیدگی یا هزینه‌های اولیه، شما را از آینده‌ای که در آن کسب‌وکارتان با قدرت و نظم یک ساعت سوئیسی کار می‌کند، محروم کند. اتوماسیون، کلید رهایی شما از روزمرگی و ورود به دنیای استراتژی و رشد واقعی است. اولین گام را همین امروز بردارید؛ شاید با یک "ربات نرم‌افزاری" ساده که فقط ایمیل‌های شما را دسته‌بندی می‌کند. هر سفر بزرگی با یک قدم کوچک آغاز می‌شود.

نظرات شما برای ما ارزشمند است! برای کمک به ارتقای کیفیت مقالات و تکمیل موضوعات مطرح‌شده، دیدگاه خود را در انتهای این مقاله ثبت کنید. مقالات مرتبط با موضوع اتوماسیون فرایندها نیز برای مخاطبان سایت کارمیز به اشتراک گذاشته شده است. همچنین اگر مایل به دریافت مشاوره یا آشنایی بیشتر با امکانات نرم افزار کارمیز هستید، از طریق ارسال فرم با ما در ارتباط باشید.