برنامه ریزی استراتژیک و برنامه ریزی اجزای اصلی برنامه استراتژیک از ارکان اساسی موفقیت هر کسبوکار هستند که به سازمانها کمک میکنند تا اهداف بلندمدت خود را شناسایی کرده و راهحلهایی برای دستیابی به این اهداف تعیین کنند. در دنیای امروز که با تغییرات سریع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی همراه است، داشتن یک برنامه استراتژیک کارآمد و بهروز برای هر کسبوکاری ضروری است. این فرآیند به سازمانها امکان میدهد که جهتگیری خود را مشخص کرده، به چالشها پاسخ دهند و فرصتهای جدید را شناسایی کنند. در این مقاله، به بررسی اصول و بهترین شیوههای برنامهریزی اجزای اصلی برنامه استراتژیک پرداختهایم و به شما کمک میکنیم تا استراتژیهای خود را به واقعیت تبدیل کنید و به نتایج مطلوب دست یابید.
برنامه ریزی استراتژیک چیست؟
برنامهریزی استراتژیک فرآیندی است که طی آن صاحبان کسبوکار یا افرادی که نقشهای مدیریتی در شرکت دارند، اهداف نهایی را شناسایی کرده و فهرستی از گامها برای دستیابی به این اهداف ترسیم میکنند. به طور معمول، یک برنامه استراتژیک به شما این امکان را میدهد که چالشهای احتمالی در مسیر دستیابی به اهداف را شناسایی کرده و روشهایی برای غلبه بر آنها ارائه دهید.
بیشتر بخوانید: برنامه ریزی استراتژیک چیست؟
یک برنامه استراتژیک به شما چه میگوید؟
برنامه استراتژیک به شما و کارکنانتان جهت حرکت شرکت برای دستیابی به اهداف کسبوکار را نشان میدهد. همچنین به شما کمک میکند که بهعنوان یک موجودیت تجاری، هویت خود را تعریف کرده و مشخص کنید که میخواهید به چه چیزی تبدیل شوید.
اجزای اصلی برنامه استراتژیک چیست؟
-
تعریف چشمانداز
با تعریف چشمانداز سازمان خود (مقصد آن) شروع کنید. به نقل از تیبالت مسکی (Thibault Mesqui)، مدیرعامل شرکت هینکین (Heineken) در گزارش وضعیت استراتژی: “استراتژی خود را بر اساس یک چشمانداز بسازید.”
این چشمانداز بیانگر دیدگاه منحصر به فرد شما در بازار است. آن را ساده، متفاوت، الهامبخش و مثبت نگه دارید. افرادی که چشمانداز شما را میخوانند باید بتوانند دقیقاً بفهمند که شما چه چیزی را نمایندگی میکنید. برای کمک به این فرآیند، به راهنمای ما درباره نحوه نوشتن یک بیانیه چشمانداز خوب مراجعه کنید.
چشمانداز شما میتواند به شما در موارد زیر کمک کند:
- ایجاد هماهنگی در سازمان؛ افراد تلاشهای خود را در راستای یک هدف مشترک یکپارچه میکنند و کارایی را افزایش میدهند.
- ایجاد استراتژیهایی که منسجم و متمرکز باشند.
- الهامبخش بودن برای کارمندان، سرمایهگذاران و سایر ذینفعان جهت سرمایهگذاری عاطفی و تجاری در کسبوکار شما.
داشتن دانش از چشمانداز کافی نیست. یک بیانیه چشمانداز ایجاد کنید تا آن را به صورت شفاف تعریف و بیان کنید.
بیانیه مأموریت در مقابل بیانیه چشمانداز
ممکن است بخواهید یک بیانیه مأموریت نیز ایجاد کنید. بیانیه مأموریت با بیانیه چشمانداز تفاوت دارد. بیانیه چشمانداز مشخص میکند که میخواهید در آینده به کجا برسید، در حالی که بیانیه مأموریت بهطور کلی تعریف میکند که چگونه به آنجا خواهید رسید (بخشی از مسیر شما).
بسیاری از سازمانها به دلیل ابهام در تفاوتهای بین بیانیه مأموریت و چشمانداز، از داشتن بیانیههای جداگانه صرفنظر کردهاند. در عوض، میتوانید بیانیه مأموریت خود را به مجموعهای از حوزههای تمرکز تبدیل کنید.
برای مثال، بیانیه چشمانداز شرکت پاتاگونیا (Patagonia) چنین است:
“به اشتراکگذاری علاقه ما به فضای باز و ایجاد مجموعه متنوعی از محصولات برای تمامی جنبههای زندگی در فضای باز.”
و حوزههای تمرکز آنها عبارتند از:
- “بهترین محصول”
- “کاهش آسیب به محیطزیست”
- “تشویق به بحث درباره بحران محیطزیستی”
این حوزههای تمرکز در واقع چگونگی دستیابی به چشمانداز آنها را توصیف میکنند و بهعنوان پایهای برای اکثر اهداف استراتژیک و شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) عمل میکنند.
۲. تدوین ارزشهای اصلی
ارزشها واقعاً آنطور که شایسته است مورد توجه قرار نمیگیرند. اغلب، مردم ارزشها را سطحی و بیاهمیت میپندارند و آنها را بیشتر برای بازاریابی سازمان میدانند تا هدایت رفتارهای واقعی داخلی آن. اما یک مجموعه ارزشهای خوب طراحیشده میتواند تفاوت بین موفقیت و شکست در اجرای برنامه استراتژیک باشد.
این راهنما را دنبال کنید تا ارزشهای شرکت خود را طراحی کنید، بهگونهای که به شما کمک کنند:
- وضعیت فعلی خود را ارزیابی کنید (نقطه شروع) بهعنوان انعکاسی صادقانه از آنچه بهخوبی انجام میدهید و به آن افتخار میکنید.
- تصمیمات بهتری بگیرید و مسیرهایی را که مناسب شرکت شما نیست، کنار بگذارید.
- افراد بهتری را که باورها و علاقههای شما را به اشتراک میگذارند، جذب کنید.
ارزشهایی که وارد برنامه استراتژیک شما میشوند، فرهنگ شما را شکل میدهند و هدف آنها مشتریان نیستند. در عوض، این ارزشها یک ارزیابی صادقانه از رفتار کارکنان سازمان شما هنگام اجرای چشمانداز و حوزههای تمرکز هستند. این ارزشها باید منعکسکننده ارزشهای بهترین افراد شما و ارزشهایی باشند که تاکنون بیشترین کمک را به موفقیت شما کردهاند. اگر استراتژی شما با فرهنگ یا ارزشهای شرکتتان تناقض داشته باشد، شکست خواهد خورد. شناسایی ارزشهای اصلی یک جزء حیاتی در تعریف نقطه شروع و مسیر شما است.
۳. تعریف نتایج مطلوب
یک برنامه استراتژیک بدون مجموعهای از نتایج مشخص به جایی نمیرسد. چشماندازها، مأموریتها و حوزههای تمرکز نقطه شروع بسیار خوبی هستند، اما هیچکس برنامه شما را جدی نخواهد گرفت مگر اینکه بتوانید بهوضوح بیان کنید چه اقداماتی انجام خواهید داد و موفقیت برای هر یک از آنها چگونه به نظر میرسد.
تمامی نتایج شما بهصورت فوری قابل اندازهگیری نخواهند بود و این اشکالی ندارد (شاخصهای کلیدی عملکرد در ادامه به شما در این موارد کمک خواهند کرد). اما وقتی نتایج خود را تعریف میکنید، مطمئن شوید که به این شکل باشند:
عمل + جزئیات + معیار + واحد + مهلت زمانی
برای مثال:
گسترش عملیات بینالمللی به ۳ بازار جدید تا تاریخ ۳۰ آذر ۱۴۰۱
شروع با یک فعل شما را مجبور میکند که مشخص کنید دقیقاً چه کاری را میخواهید انجام دهید. اگر میتوانید معیار و واحدی را نیز اضافه کنید این کار را انجام دهید. این کار شما را هنگام پیگیری پیشرفت متمرکز و صادق نگه میدارد. داشتن یک مهلت زمانی نیز به همان اندازه موثر است.
۴. اعلام مسئولیتهای صریح
این بخشی از جزئیات کوچک است، اما یکی از اجزای اصلی برنامه استراتژیک محسوب میشود که بسیاری از سازمانها از اجرای آن غافل میشوند.
عدم وجود مسئولیتپذیری مطلقاً اجرای استراتژی شما را از بین خواهد برد. نبود یا ابهام در مسئولیتپذیری منجر به موارد زیر میشود:
- تحویل ندادن نتایج به دلیل اینکه هیچکس نمیدانست مسئول چه کسی است.
- تفاسیر متناقض از اینکه کسبوکار باید روی چه چیزی کار کند.
- افزایش “انگشتنما کردن” و شایعات زمانی که کارها طبق برنامه پیش نمیرود.
- هیچکس از نتایج تحویلی توسط تیم خود احساس رضایت یا افتخار نمیکند.
مسئولیتپذیری را در برنامه استراتژیک اولیه بهعنوان بخشی از تعریف مسیر خود مشخص کنید. ایدهآل این است که افرادی که مسئولیت بخش خاصی از برنامه را بر عهده دارند، خودشان نیز از مشارکتکنندگان کلیدی در طراحی برنامه بوده باشند. مشارکت، درگیری را افزایش میدهد. درگیری، مسئولیتپذیری شخصی را تقویت میکند. مسئولیتپذیری، اجرا را ممکن میسازد. برای هر یک از نتایج خود، تنها یک نفر را بهعنوان مسئول اصلی آن نتیجه تعیین کنید. از تعریف خود بهعنوان مسئول همه نتایج خودداری کنید. مشکلی نیست اگر فرد مسئول دیگران را برای کار بر روی نتیجه دعوت کند (چه از طریق تقسیم هدف یا دعوت از همکاران)، اما باید روشن باشد که مسئولیت اصلی تنها بر عهده فردی است که ابتدا بهعنوان مسئول آن نتیجه تعیین شده است و هیچکس دیگر.
۵. تعیین شاخصهای کلیدی پیشرو (KPIs)
ایجاد شاخصهای کلیدی عملکرد (KPIs) احتمالاً سختترین بخش از تمامی عناصر کلیدی برنامه استراتژیک است. اما بدون KPIs، تا زمانی که خیلی دیر نشده متوجه نمیشوید که آیا در مسیر دستیابی به چشمانداز خود موفق هستید یا خیر.
توجه داشته باشید که KPIs معیارهایی نیستند که برای تعیین نتایج خود در گام سوم مشخص کردید. بلکه، KPIs باید به این موضوع مرتبط باشند که شما چقدر خوب اجزای مأموریت یا حوزههای تمرکز خود را ارائه میدهید.
بیایید به چند مثال نگاهی بیندازیم:
- اولین حوزه تمرکز پاتاگونیا (Patagonia) «بهترین محصول» بود. یک KPI برای این حوزه تمرکز میتواند نمره خالص تبلیغکنندگان (Net Promoter Score) باشد، یعنی چند نفر از مشتریان محصولات و خدمات پاتاگونیا را به دیگران توصیه میکنند.
- دومین حوزه تمرکز پاتاگونیا «کاهش آسیب محیطزیستی» بود. آنها میتوانند یک KPI برای حفظ میزان کربن در حد صفر (یعنی خنثی بودن کربنی) داشته باشند.
- سومین حوزه تمرکز پاتاگونیا «تشویق به بحث درباره بحران محیطزیستی» بود. این احتمالاً سختترین مورد برای تعیین یک KPI موثر است. آنها میتوانند تعداد دفعاتی که نام شرکت در شبکههای اجتماعی به همراه اشاره به بحران محیطزیستی ذکر شده است را اندازهگیری کنند.
اجازه ندهید تعیین شاخصهای کلیدی پیشرو سختتر از چیزی که لازم است شود. مطمئن شوید که KPIs شما دقیقاً بازتابدهنده آن چیزی هستند که موفقیت در هر حوزه تمرکز به نظر میرسد و اینکه میتوانید بهطور منظم KPI را با دقت اندازهگیری کنید. بنابراین، انتخاب KPIs مناسب یکی از اجزای اصلی برنامه استراتژیک است.
تفاوت برنامه استراتژیک با برنامه کسبوکار چیست؟
تفاوت برنامه استراتژیک با برنامه کسبوکار این است که کسبوکارها معمولاً از برنامههای استراتژیک برای هدایت کسبوکار خود به سمت دستیابی به اهداف آینده استفاده میکنند. کسبوکارها میتوانند برنامههای استراتژیک را در شروع کار یا در هر مرحله از عملیات خود برای پیشبرد موفقیت به کار بگیرند.در مقابل، کسبوکارها از برنامههای کسبوکار بهطور خاص در هنگام راهاندازی کسبوکار استفاده میکنند. این برنامه برای تعیین نیازهای مالی، سهامداران، اهداف کسبوکار و سایر عوامل لازم برای مدیریت موفق کسبوکار به کار میرود.
تفاوت برنامه استراتژیک با برنامه عملیاتی چیست؟
تفاوت برنامه استراتژیک با برنامه عملیاتی در این است که برنامههای استراتژیک بر اهداف کلی سازمان و روشهای دستیابی به آنها تمرکز دارند.
در مقابل، کسبوکارها معمولاً از برنامههای عملیاتی در سطح بخشها برای هدایت اهداف بخشی در طول سال استفاده میکنند.
عناصر حیاتی برای موفقیت یک استراتژی چه چیز هایی هستند؟
شرکتهایی که تمامی اجزای اصلی برنامه استراتژیک را در فرآیند برنامهریزی استراتژیک خود گنجاندهاند، استراتژیهایی آسانتر برای اجرا ایجاد میکنند. افراد این استراتژیها را درک میکنند و تصمیماتی سازگار در سراسر سازمان اتخاذ میکنند. با همراه کردن این استراتژیها با عادتهای منظم بازبینی سازمانی، شرکتهایی بهشدت تطبیقپذیر خواهید داشت که فراتر از واکنش به تغییرات بازار عمل میکنند. آنها تغییرات را پیشبینی و رهبری میکنند.
چه بخواهید یک کسبوکار راهاندازی کنید یا یک فرصت تجاری جدید را در نظر بگیرید، مهم است که قبل از برداشتن گامهای بزرگ از قبل برنامهریزی کنید. برنامهریزی استراتژیک به کسبوکارها کمک میکند هدف و اهداف خود را تجسم کنند تا به حداکثر موفقیت دست یابند. با یادگیری بیشتر درباره برنامهریزی استراتژیک و عناصر کلیدی آن، میتوانید برنامهای موثر ایجاد کنید که با نیازهای خاص کسبوکار شما مطابقت داشته باشد.
ویژگیهای یک برنامه استراتژیک خوب چیست؟
علاوه بر اجزای اصلی برنامه استراتژیک، یک برنامه استراتژیک خوب باید ویژگیهای مختلفی داشته باشد. در اینجا چند نمونه از چگونگی به حداکثر رساندن ارزش برنامه استراتژیک برای ابتکارات کسبوکار شما آورده شده است:
- اهداف و اقدامات دقیق: اهداف و اقدامات دقیق به شما این امکان را میدهند که پیشرفت خود را با استفاده از KPIs بهدرستی اندازهگیری کنید. همچنین تضمین میکند که اهدافی که ایجاد میکنید به کسبوکار شما ارزش میافزایند.
- اهداف واقعبینانه: هنگام تعیین اهداف خود باید واقعبین باشید. این مهم است زیرا تعیین اهداف غیرواقعی برای کسبوکار شما ممکن است باعث شود که وقت و پول خود را در مسیرهای نادرست صرف کنید.
- مهلتهای مشخص: هنگام نوشتن برنامه استراتژیک خود، باید مهلتهای مشخصی برای دستیابی به هر وظیفهای که به هدف شما منتهی میشود، تعیین کنید. این باعث ایجاد حس مسئولیتپذیری و فوریت برای کارکنان میشود تا وظایف را تا هر مهلت تعیینشده به پایان برسانند و اطمینان حاصل میشود که واقعاً اهدافی که تعیین کردهاید محقق میشوند.
- فضای تغییرات یا تطبیقها: در طول اجرای برنامه استراتژیک خود، ممکن است با تغییراتی در نیازهای کسبوکار به دلیل عواملی مانند شرایط اقتصادی، روندهای صنعتی یا بازخورد مشتریان مواجه شوید. به همین دلیل باید مناطق مختلفی از برنامه خود را مشخص کنید که در صورت لزوم قابل تغییر باشند. یکی از نمونهها میتواند مهلت یا بودجه پروژه باشد.
برنامهریزی استراتژیک موثر چیست؟
نتیجهگیری این است که بسیاری از افراد کاملاً متوجه نمیشوند که استراتژی یا برنامه استراتژیک چیست یا چگونه میتوان آن را تاثیرگذار کرد. آنها معمولاً آن را با اهداف سازمانی، مقاصد و شعارهای انگیزشی اشتباه میگیرند و اغلب به جای یک برنامه استراتژیک، یک برنامه عملیاتی (برای “چه زمانی” و “کجا”) یا یک برنامه کسبوکار (برای “چه کسی” و “چی”) ایجاد میکنند.
برنامه استراتژیک به شما اهداف بلندمدت میدهد و توضیح میدهد که چگونه سازمان شما به مزیت رقابتی خواهد رسید و در صنعت خود بهترین خواهد بود. این یک دیدگاه بلندمدت است. این برنامه مبنای نظارت بر پیشرفت، ارزیابی نتایج و تاثیرات است. همچنین به توسعه برنامههای جدید کمک میکند و به سازمان شما این امکان را میدهد که به صورت منظم و سیستماتیک به آینده نگاه کند. و مهمتر از همه، این برنامه سازمان شما را در هدف و ارزشهایش ریشهدار میکند.
با توجه به نوسانات جهانی و فشارهای تورمی که در بازار ایجاد میشود، برنامه استراتژیک سازمان شما باید در مرکز توجه قرار گیرد تا بتوانید تاثیرات احتمالی را کاهش دهید. در اینجا بهترین شیوههای برنامهریزی استراتژیک برای شروع آورده شده است.
بهترین شیوههای برنامهریزی استراتژیک چیستند؟
برنامهریزی استراتژیک یکی از مهمترین فرایندهای مدیریتی است که به سازمانها کمک میکند تا مسیر رشد و پیشرفت خود را مشخص کنند. در ادامه، به بررسی بهترین شیوههای برنامهریزی استراتژیک میپردازیم که میتوانند به کسبوکارها در دستیابی به اهدافشان کمک کنند.
1.ایجاد یک فرآیند مشارکتی و جامع
اگرچه این ممکن است واضح به نظر برسد، اما این اولین گام در فرآیند برنامهریزی استراتژیک اغلب دشوارترین است. بیش از حد اجماع داشتن میتواند تلاشها را کند بکند، اما همکاری در مرکز فرآیند موفق برنامهریزی استراتژیک قرار دارد. ایجاد یک برنامه استراتژیک به صورت جداگانه اشتباه بزرگی است. برای اینکه استراتژی موفق باشد، شما به ترکیب درستی از افراد نیاز دارید و باید فرایند آن بین بخشهای مختلف باشد. این میتواند شامل هیئت مدیره یا رهبری، مالی، منابع انسانی، عملیات، فروش، بازاریابی و دیگر ذینفعان مرتبط باشد.
مهم است که هرگونه تعصبات بالقوه که ممکن است بر انتخاب همکاران شما تاثیر بگذارد را مورد بررسی قرار دهید. یک سوال عالی برای به چالش کشیدن تعصبات ناخودآگاه شما این است که از خود بپرسید، “این تصمیم بر چه کسی تاثیر میگذارد؟” پاسخ دادن به این سوال کمک میکند تا افراد درست را به میز بیاورید تا دیدگاههای واقعی درباره چگونگی پیشرفت شما ارائه دهند. هرچه فرآیند شما جامعتر و مشارکتیتر باشد، حمایت بیشتری از مجموعه متنوعی از ذینفعان خواهید داشت. همچنین کمک میکند تا اطمینان حاصل شود که برنامه استراتژیک شما به درستی چشمانداز سازمان شما برای آینده را منعکس میکند.
هیچکس نیازی به جلسات بیشتر در تقویم خود ندارد، بنابراین جلسات بررسی و کارگاهی خود را بهطور استراتژیک برنامهریزی کنید تا بر اساس نیازهایی که باید به آنها دست یابید، زمانبندی مناسب داشته باشید. همه افراد نیازی به حضور در تمامی جلسات ندارند. یک جلسه تحلیل و نقشهبرداری از ذینفعان را در نظر بگیرید تا اطمینان حاصل کنید که نمایندگان درستی از نظرات برای پیشبرد ابتکارات خود دارید.
در مرحله بعد، یک جدول زمانی منطقی ایجاد کنید. اگر شما تاکنون چنین کاری نکردهاید، ممکن است تا شش ماه زمان ببرد. برای تجدید نظر، ممکن است بین چهار تا پنج هفته زمان نیاز باشد. چون برنامهریزی استراتژیک بر مقصد و چگونگی رسیدن به آن تمرکز دارد، آماده باشید که زمان بیشتری را برای تفکر درباره اینکه که هستید و به عنوان یک سازمان میخواهید به کجا برسید، اختصاص دهید.
2.بر اساس دادهها عمل کنید نه فرضیات
همه افراد فرضیاتی دارند و تصورات قبلی درباره سازمان خود دارند. با این حال، شروع فرآیند برنامهریزی بدون جمعآوری دادهها شما را برای شکست آماده میکند. بدون دادهها، راحت است که واقعیت خودتان را بسازید. دادهها شما را صادق نگه میدارد و کارایی را افزایش میدهد. تفسیر دادهها میتواند ناخوشایند باشد سخت است که احساس نکنید شکست خوردهاید وقتی بازخوردها و اعداد به شما میگویند که چیزی اشتباه رفته است (یا در حال اشتباه رفتن است). اما جمعآوری و انتشار دادهها فقط مربوط به نقاط ضعف شما نیست. این همچنین به شما این امکان را میدهد که نقاط قوت سازمان خود را شستشو دهید، پاک کنید و دوباره تکرار کنید.
هنگام جمعآوری دادهها، باید بر دو جنبه تمرکز کنید: داخلی و خارجی.
- داخلی: آیا یکی از بخشهای کسبوکار شما سریعتر از دیگران رشد میکند؟ کدام بخشها نرخ بالای ترک شغل دارند؟ کدام مدیران کارمندان ناراضی یا غیرمشارک دارند؟ چه کسانی در حال عملکرد عالی هستند و کجا خلأهایی وجود دارد؟ چه کسی و چه چیزی فراتر از انتظار عمل میکند — و چگونه؟
- خارجی: چشمانداز کسبوکار و عواملی که در جهتگیری سازمان شما نقش دارند را ارزیابی کنید. در حال حاضر، شما ممکن است بهطور بلندمدت به فشارهای تورمی و صحبتهای درباره رکود احتمالی نگاه کنید. مسائل تجاری و زنجیره تأمین نیز ممکن است تاثیرگذار باشند.
پس از جمعآوری دادهها، زمان آن رسیده که دادههای بیشتری در قالب بازخورد جمعآوری کنید. با افراد صحبت کنید. گروههای متمرکز برگزار کنید. دادههایی که جمعآوری کردهاید را با رهبری، کارشناسان صنعت و کارمندان خود مرور کنید. اگر “چرا” پشت بازخورد را نمیفهمید، سوالات پیگیری بپرسید. نظرسنجی رضایت کارکنان ابزاری ارزشمند برای گرفتن نبض نیروی کار داخلی شماست. در نهایت، از دادههای موجود درباره سیاستها و ساختارهای موجود استفاده کنید تا اطمینان حاصل کنید که مشکلات کنونی را حل میکنید.
3. انتظارات مسئولیت مشترک و مالکیت را تعیین کنید
در فرآیند برنامهریزی استراتژیک، اغلب میبینیم که سازمانها تا حدی پیش میروند که یک کمیته برنامهریزی تشکیل میدهند، اما به ندرت به نقشهایی که اعضای کمیته برنامهریزی ایفا خواهند کرد فکر میکنند. تعریف واضح انتظارات برای مشارکت در این کمیته حیاتی است تا کمیتهای تشکیل شود که بهخوبی با هم کار کند، به هدف مشترک خود متحد باشد و به نتایج موردنظر دست یابد.
4. اولویت دادن به ارتباطات شفاف
ارتباطات از ابتدا تا انتها، بیشتر از هرچیز دیگری، اعتماد میسازد. اگر ذینفعان شما قرار است به برنامه باور داشته باشند، باید به شما و فرآیند اعتماد کنند. آنها همچنین باید ببینند که چگونه ایدهها و ورودیهایشان در طول بروزرسانیها و ارتباطات شفاف و منظم جمعآوری، بررسی و به اشتراک گذاشته میشود. این امر میتواند از مراحل اولیه توسعه برنامه آغاز شود. چگونه استراتژیهای ارائهشده را در حال تکامل و ایدهپردازی هستید؟ ورودیها چه بودهاند؟ و چگونه قصد دارید پیشرفت را به اشتراک بگذارید وقتی برنامه در حال اجراست؟ گفتن این داستان برای جلب مشارکت و اعتمادی که به عمل تبدیل میشود، زمانی که برنامه آماده شروع است، بسیار حیاتی است.
ارتباطات همچنین ابزاری قدرتمند برای اطمینان از این است که برنامه اقدام شما بهطور گستردهای به اشتراک گذاشته شده و توسط سازمان درک میشود. این کار آسان است و غیرمعمول نیست که برنامههای استراتژیک ما به اسناد طولانی و پیچیده تبدیل شوند. تفکر در این سطح از جزئیات بخش مهمی از کار است، اما نتیجه آن این است که این اسناد، هنگامی که به فرمت اصلی خود توزیع میشوند، پیگیری و به اشتراکگذاری آنها با دیگران دشوار است.
جفت کردن نقشهراه استراتژیک شما با یک برنامه ارتباطات جامع شامل تصاویر جذاب، زبان پرعمل و فرمتهای آسان برای اشتراکگذاری کمک میکند تا اطمینان حاصل کنید که همه مهمترین نکات و نقشی که آنها در تبدیل چشمانداز شما به واقعیت خواهند داشت را درک کنند.
بخشی از این کار به انتخاب افراد مناسب برای این مسئولیت برمیگردد. کاندیدای ایدهآل یک کار تیمی است که از این فرصت اضافی انرژی میگیرد و مشتاق است تا مسئولیت را به عهده بگیرد. با توانمندسازی افراد مناسب با مسئولیتهای واضح، تیمی از افراد کلیدی خواهید ساخت که بهراحتی نظرات خود را به اشتراک میگذارند، تصمیمگیری میکنند و از ابتدا تا انتها از فرآیند حمایت میکنند.
5. تفکر فراتر از برنامهریزی استراتژیک
اجرای استراتژی به همان اندازه برنامهریزی مهم است. این شامل درک واضح از ظرفیت و منابع در دسترس شما، و همچنین تعیین اولویتهای معدودی است که بهترین کمک را به سازمان شما در دستیابی به اهدافش میکند. تأثیرات مادی هرگونه تغییر استراتژیک را تصور کنید آیا این تغییرات نیاز به توسعه نقشهای جدید، روشهای جدید برای عملیاتی کردن، تعهدات منابع اضافی و دیگر ملاحظاتی خواهد داشت که شیوه کاری شما را دگرگون میکند؟
شاخصهای کلیدی عملکرد (KPIs) خود را تعریف کنید و آنها را ساده و قابل اندازهگیری نگه دارید. تلاش کنید فراتر از درآمد و پول نگاه کنید و به هیچوجه در اهداف تغییر ندهید یا آنها را نادیده نگیرید. اگر به اهداف خود نمیرسید، این ممکن است نشانهای باشد که استراتژی شما یک حلقه معیوب دارد و نیاز به بهروزرسانی دارد. حامیان داخلی خود را برای یک جلسه کاری جذاب جمع کنید تا بازخورد جمعآوری کنید و اطمینان حاصل کنید که آنها چشمانداز را درک کرده و قادر به بیان آن هستند. آموزش راهاندازی کنید و از همه، از جمله تیم رهبری ارشد خود، بخواهید که در آن شرکت کنند.
به طور ساده، عبور از برنامهریزی استراتژیک به عمل، تماماً درگیر کردن کارکنان شماست. بسیاری از سازمانها عنصر انسانی را در تغییر فراموش میکنند و اینکه افراد مختلف چگونه به یک جهت جدید واکنش نشان میدهند و با آن برخورد میکنند، متفاوت است. مدیریت تغییر موفق برای جلب مشارکت حیاتی است. همانطور که اشاره کردیم، کمتر از ۵٪ از کارکنان استراتژی شرکت خود را درک میکنند. آیا تعجبآور است که کارکنان در درگیر شدن با استراتژیای که نمیفهمند، مشکل دارند؟
6. متعهد به ایجاد تغییرات بهویژه در رهبری
تغییر برای همه دشوار است. این مشکل بهویژه برای سازمانهایی که مدت طولانی به همان شیوهها کار کردهاند، سختتر است. حتی بیشتر اگر این شیوهها موفقیتآمیز بودهاند. اما تغییرات جمعیتی، بحرانهای اجتماعی و پیشرفتهای فناوری اغلب نیاز به تغییرات عمدهای دارند تا سازمان بتواند مرتبط و رقابتی باقی بماند. برای اطمینان از موفقیت برنامه استراتژیک خود، باید آماده باشید تا فرآیندهای منسوخ، سیاستها، فرهنگهای سمی و سبکهای مدیریتی را کنار بگذارید. سپس این کار را انجام دهید و از طریق آن رهبری کنید. زیرا تغییر بدون عمل تنها کلماتی روی یک کاغذ است. آخرین چیزی که پس از تکمیل یک برنامه استراتژیک میخواهید، این است که یک سند داشته باشید که روی قفسه بماند و گرد و غبار جمع کند. استراتژی یک فرآیند تکراری است و باید بهطور مداوم بازاندیشی شود زیرا کسبوکار و صنعت شما تغییر میکنند.
نتیجهگیری
در نهایت، برنامه ریزی استراتژیک نه تنها به سازمانها کمک میکند تا اهداف بلندمدت خود را تعیین کنند، بلکه آنها را قادر میسازد تا با بهرهگیری از دادهها، همکاری مؤثر و شفافیت در ارتباطات، مسیر خود را به سوی موفقیت هموار کنند. برای رسیدن به این اهداف، باید به تغییرات ضروری در فرآیندها، سیاستها و فرهنگ سازمانی توجه داشته و از آنها بهعنوان یک فرصت برای پیشرفت استفاده کرد. همچنین، اجزای اصلی برنامه استراتژیک موفق نیازمند مشارکت تمامی اعضای سازمان، از رهبری تا کارکنان، و استفاده مؤثر از منابع و دادهها است. با تعهد به برنامهریزی، اجرای دقیق و ارزیابی مستمر، سازمانها میتوانند در دنیای پیچیده امروز جایگاه خود را تثبیت کرده و به موفقیتهای چشمگیری دست یابند.
نظرات شما برای ما ارزشمند است! برای کمک به ارتقای کیفیت مقالات و تکمیل موضوعات مطرحشده، دیدگاه خود را در انتهای این مقاله ثبت کنید. مقالات مرتبط با موضوع اجزای اصلی برنامه استراتژیک نیز برای مخاطبان سایت کارمیز به اشتراک گذاشته شده است. همچنین اگر مایل به دریافت مشاوره یا آشنایی بیشتر با امکانات نرم افزار کارمیز هستید، از طریق ارسال فرم با ما در ارتباط باشید.