در این مقاله به موضوع برنامه ریزی استراتژیک فناوری میپردازیم و اهمیت آن را در رشد و بهرهوری سازمانها بررسی میکنیم. در دنیای امروز، داده و فناوری نقش اساسی در تمامی جنبههای کسبوکار ایفا میکنند؛ از بهبود فرآیندهای داخلی گرفته تا افزایش تأثیرگذاری بازاریابی، بهبود روابط با مشتریان، رشد فروش و ارائه خدمات بهتر.
یک برنامه استراتژیک فناوری به سازمانها کمک میکند تا چشمانداز روشنی از آیندهی دیجیتال خود ترسیم کنند، نقشهی راهی برای سرمایهگذاریهای فناورانه تدوین کنند و منابع موردنیاز را بهطور بهینه تخصیص دهند. در ادامه، به اصول، مراحل تدوین و اجرای این برنامه میپردازیم و بررسی خواهیم کرد که چگونه سازمانها میتوانند با رویکردی هوشمندانه و منطبق بر نیازهای بازار، از فناوری برای بهبود عملکرد و دستیابی به اهداف استراتژیک خود استفاده کنند.
مقدمه ای بر مبانی برنامه ریزی فناوری
تمام سازمانهای مدرن به یک برنامه سرمایهگذاری استراتژیک برای فناوری نیاز دارند. این برنامه باید تحت حمایت و هدایت مدیرعامل و تیم اجرایی قرار گیرد و در صورت لزوم توسط هیئتمدیره بررسی و تأیید شود. اما اجرای این امر اغلب دشوارتر از آن چیزی است که به نظر میرسد.
مککنزی (McKinsey) میگوید:
“فناوری اطلاعات باید نوآوری را تسهیل کند، در حالی که متعهد به کاهش هزینهها و تحقق اهداف استراتژیک سازمان است.”
برنامه استراتژیک فناوری اطلاعات چیست؟
نتیجه فرآیند برنامه ریزی استراتژیک فناوری، توسعه یک نقشه راه برای دستیابی به اهداف کسبوکار است. این برنامه تعیین میکند که چه فناوریها و منابعی برای تحقق نتایج کسبوکار موردنیاز است، با این درک که بودجه باید به سرمایهگذاریهایی با بالاترین ارزش اختصاص داده شود، در حالی که محدودیتهای منابع نیز در نظر گرفته میشوند. در نهایت، برنامه استراتژیک فناوری اطلاعات تأثیر مستقیمی بر عملکرد سازمان دارد، زیرا فناوری زیربنای نوآوری، رشد و ایجاد ارزش مستمر برای مشتری است.
برنامه استراتژیک فناوری به این پرسشها پاسخ میدهد:
- چه سرمایهگذاریهایی در فناوری برای دستیابی به اهداف خاص کسبوکار موردنیاز است؟
- چه منابع داخلی یا خارجی برای اجرای این برنامه نیاز است؟
- چگونه موفقیت تعیین و اندازهگیری خواهد شد؟
برنامه استراتژیک فناوری، زمینه را برای تحول سازمانی فراهم میکند. تحول دیجیتال باید چهار عنصر کلیدی را شامل شود:
- تعیین اولویتهای شفاف در میان بخشهای مختلف سازمان
- داشتن یک دیدگاه کلان همراه با رویکردی عملگرایانه
- توانمندسازی اجرای چابک
- درک سریع تأثیرات ناشی از تغییرات و تحولات
بهطور ساده، برنامه استراتژیک فناوری مجموعهای از دادهها و قابلیتهای فنی موردنیاز را مشخص میکند که سازمان برای دستیابی به اهداف استراتژیک خود به آن نیاز دارد. این برنامه را میتوان به چند بخش اصلی خلاصه کرد:
- چشماندازی که نشان میدهد چگونه دادهها و فناوری به تحقق نتایج استراتژیک کمک خواهند کرد.
- نقشه راه و معماری پلتفرم که چارچوبی برای قابلیتهای آیندهنگر ارائه میدهد.
- برنامه اقدام کوتاهمدت که اجرای فناوری را به جلو میبرد و در عین حال ارزش کوتاهمدتی را برای سازمان به همراه دارد.
- برنامهای برای بهینهسازی و خودکارسازی فرآیندهای سازمان در راستای اولویتهای سرمایهگذاری فناوری.
- برنامه منابع که ساختارها، مهارتها و قابلیتهای عملکردی را با نقشه راه و سرمایهگذاریهای فناوری هماهنگ میکند.
- بودجه عملیاتی و سرمایهای همراه با پیشبینیهای چندساله که از مدل سرمایهگذاری «حفظ، رشد یا تحول» پیروی میکند.
بنابراین، یک برنامه فناوری کارآمد صرفاً نیازهای آینده را بر اساس چارچوب عملیاتی فعلی پوشش نمیدهد، بلکه باید تحول مدل عملیاتی را نیز در نظر بگیرد و توسط چندین سناریوی آیندهنگر هدایت شود.
بیشتر بخوانید:برنامه ریزی استراتژیک چیست؟
نیاز به برنامه استراتژیک فناوری
در دورههای تغییر، توسعه یک استراتژی که با تغییرات سازگار باشد و آنها را بپذیرد، ضروری است. بدون یک فرآیند برنامه ریزی استراتژیک فناوری یا توانایی واکنش به تغییرات، اختلالات میتوانند باعث تأخیرهایی شوند که جبران آنها دشوار خواهد بود.
برنامه استراتژیک، نقشه راهی برای دستیابی به اهداف کسبوکار است. مککنزی(McKinsey) تأکید دارد:
“برنامه ریزی استراتژیک باید بهعنوان یک فرآیند پویا در نظر گرفته شود که به تیمها اجازه میدهد چابک باشند و منابع (انسانی و مالی) را در جایی که موردنیاز است، تنظیم کنند.”
باوجود اهمیت برنامه ریزی استراتژیک، هنوز نوعی شکاف وجود دارد. گارتنر (Gartner) گزارش داده است که تنها ۲۳٪ از مدیران ارشد فناوری (CIOs) سازمان خود را در استراتژی و برنامه ریزی کسبوکار مؤثر یا بسیار مؤثر ارزیابی کردهاند، و فقط ۲۹٪ آنها سازمان خود را در استراتژی و برنامه ریزی فناوری مؤثر یا بسیار مؤثر میدانند.
زمانی که برنامه ریزی استراتژیک فناوری بهدرستی اجرا شود و بهعنوان یک فرآیند مستمر و تکرارشونده در نظر گرفته شود، سازمان را قادر میسازد تا:
- بهسرعت به تغییرات واکنش نشان دهد
- برنامههای ارزشمند را در اولویت نگه دارد
- با تأمین مالی فناوریهای مناسب، هزینهها را کاهش دهد و تحول دیجیتال را تسریع کند
برنامه ریزی استراتژیک فناوری همچنین وضعیت فناوری فعلی و مطلوب آینده را در نظر میگیرد تا شیوههای امنیتی و مدیریت ریسک را بهبود بخشد.
فورستر (Forrester) اشاره میکند که یکی از مهمترین عوامل محرک امنیت امروز، تغییراتی است که در نحوه کار مردم رخ داده است. این موضوع فناوری را مجبور کرده تا بهدقت بررسی کند که چگونه دستگاههای جدید را خریداری و پیادهسازی کند تا نیروی کار از راه دور را توانمند سازد. تغییر در سیاستهای نیروی کار از راه دور، نیازمند پذیرش فناوریهای امنیتی جدید است که باید بخشی از فرآیند برنامه ریزی باشد.
چرا برنامه استراتژیک فناوری مفید است؟
این برنامه مشخص میکند که فناوری چگونه میتواند به ایجاد ارزش تجاری کمک کند و همچنین تعیین میکند که سازمان چگونه میتواند با استفاده بهینه از منابع فناوری، مزیت رقابتی کسب کند. اهداف تعریفشده در برنامه استراتژیک فناوری باید با اهداف و مأموریت سازمان هماهنگ باشند، اما در عین حال، باید به اولویتهای جدید کسبوکار و فناوریهایی که میتوانند باعث رشد سازمان شوند، نیز توجه داشته باشند. همچنین، برای تیم فناوری سازمان بسیار مهم است که بداند چه اولویتهایی دارد و چه پروژههای فناوری باید در کسبوکار مورد سرمایهگذاری قرار گیرند.
بر اساس گزارش گارتنر (Gartner)، برنامه استراتژیک فناوری مشخص میکند که چه اقداماتی باید انجام شود، اولویتبندی آنها چگونه خواهد بود و موفقیت برنامه چگونه اندازهگیری میشود.
اهمیت برنامه ریزی فناوری در رشد و بهرهوری کسبوکار
در دنیای کسبوکار امروزی، رشد و بهرهوری سازمانها به میزان اثربخشی آنها در بهرهگیری از دادهها و فناوری وابسته است. برای قرنها، مدیریت نقدینگی و داراییهای فیزیکی نقش اساسی در ایجاد کسبوکاری پایدار و موفق داشته است. اما امروزه سیستمهای فناوری که چرخه حیات داده را پشتیبانی میکنند، به اندازه سرمایه نقدی و داراییهای فیزیکی، داراییهای حیاتی یک سازمان محسوب میشوند. در این راهنما، به بررسی دلایل ضرورت داشتن یک برنامه فناوری قابلارتباط برای مدیران ارشد، چگونگی ایجاد یک برنامه قوی و نحوه بودجهبندی برای رشد آینده خواهیم پرداخت.
مزایای کلیدی برنامه ریزی استراتژیک فناوری
یکی از بزرگترین مزایای برنامه ریزی استراتژیک فناوری، بهینهسازی هزینههای سازمان است. این فرآیند به کاهش هزینههای غیرضروری کمک میکند و منابع را به سرمایهگذاریهای ارزشمندتر هدایت میکند. همچنین، برنامه ریزی باعث افزایش شفافیت، کارایی و انسجام در تأمین مالی سازمان میشود.
ازآنجاکه برنامه ریزی استراتژیک فناوری کل سازمان را درگیر میکند، ارتباطات و همکاری میانبخشی را تقویت میکند و موجب درک بهتر موارد زیر میشود:
- مشتری: نیازها، انتظارات، تجربیات فعلی و فرصتهای بهبود
- بازار: تغییرات محیطی، وضعیت رقابتی و فرصتهای افزایش سهم بازار
- پیشرفت نوآوری: گلوگاهها و موانع رشد
- اولویتهای سرمایهگذاری: تأثیر سرمایهگذاریها بر سبد پروژهها و تغییر اولویتها
- فناوریهای مخرب: هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، رایانش ابری، اینترنت اشیا، برنامههای موبایل، شبکههای اجتماعی و تحلیل دادهها
با در نظر گرفتن همه این عوامل، نیاز به برنامه ریزی استراتژیک فناوری کاملاً مشهود است. علاوه بر این، شرکتهای فرچون 500 (Fortune 500) و سازمانهای دولتی که این موضوع را در اولویت قرار دادهاند، گزارش دادهاند که میزان بازگشت سرمایه (ROI) آنها تا ۷۰۰٪ افزایش یافته است.
مراحل فرآیند برنامه ریزی استراتژیک فناوری
برای اینکه برنامه ریزی استراتژیک فناوری منجر به یک برنامه عملیاتی شود، ذینفعان باید یک فرآیند سازمانیافته را دنبال کنند. این فرآیند شامل چهار مرحله است که بر یکدیگر بنا میشوند تا تصمیمگیریها را هدایت کنند.
۱. مرحله کشف
در این مرحله، مدیر ارشد فناوری اطلاعات (CIO) و رهبران فناوری با واحدهای تجاری همکاری میکنند تا مشکلات و فرصتها را شناسایی کرده و حمایت کل سازمان را جلب کنند. ازآنجاکه برنامه استراتژیک فناوری باید از اهداف کسبوکار پشتیبانی کند، لازم است که اهداف، اولویتها و استراتژیهای کسبوکار را بهخوبی درک کنیم.
۲. مرحله تحلیل و تأمین مالی
در این مرحله، رهبران فناوری بازخورد ذینفعان را تجزیهوتحلیل کرده، تحلیل SWOT انجام داده و گزینههای مختلف را بررسی میکنند تا تصمیمات مناسبی با استفاده از برنامه ریزی سناریویی اتخاذ کنند.
هاروارد بیزینس ریویو (HBR) تأکید میکند:
“استراتژی، در اساسیترین سطح خود، مجموعهای از انتخابها و مبادلات است که مشخص میکند سازمان در کجا سرمایهگذاری، رقابت و موفقیت خواهد داشت. بیشتر مدیران اجرایی در درک پیامدهای ناشی از عدم انجام مبادلات مؤثر با مشکل مواجه هستند.”
پس از اینکه اهداف فناوری با اهداف کسبوکار همسو شد، لازم است که منابع موردنیاز از نظر نیروی انسانی، فناوری و بودجه ارزیابی شود. اگر هر یک از این منابع ناکافی باشد، باید استراتژی بازنگری یا اولویتهای دیگر تنظیم شوند.
برنامه ریزی مستمر و تأمین مالی هماهنگ با استراتژی، کنترلهای مالی ضروری را ایجاد میکند و به این سؤالات پاسخ میدهد:
- نتایج مطلوب ما چیست؟
- چقدر باید سرمایهگذاری کنیم تا این نتایج را به دست آوریم؟
۳. مرحله اجرا
هدف از مرحله اجرا در برنامه ریزی استراتژیک فناوری این است که تحویلها و نتایج مورد انتظار را متناسب با اهداف کسبوکار تعریف کند و درعینحال وابستگیها، کاهش ریسک و توالی اقدامات را بررسی نماید.
در این مرحله، لازم است که اهداف فناوری را در کوتاهمدت و میانمدت مشخص کرده و اولویتبندی کنیم. سپس یک برنامه عملیاتی (Roadmap) ایجاد کنیم که استراتژی را به سرمایهگذاریها و نتایجی که موجب تحول میشوند، متصل کند.
عناصر کلیدی این برنامه عبارتاند از:
- بودجه
- جدول زمانی با نقاط عطف
- نقشها و مسئولیتها
- شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) همراه با زمانبندی اندازهگیری
همه این موارد باید به گروههای درگیر منتقل شوند و با آنها هماهنگ گردند.
بیشتر بخوانید:شاخص کلیدی عملکرد (KPI) چیست؟
۴. مرحله اندازهگیری و بازبینی
در نهایت، مرحله اندازهگیری و بازبینی فرصتی را برای ارزیابی موفقیت فراهم میکند و یک حلقه بازخورد ایجاد میکند که به تصمیمگیری درباره لزوم اصلاح برنامه کمک میکند.
این بازبینی میتواند بر اساس موارد زیر انجام شود:
- آموختههای حاصل از اجرای برنامه
- تغییرات محیطی
- تغییر در استراتژیهای کسبوکار
- سایر عوامل تأثیرگذار بر نیاز به ادامه تأمین مالی استراتژی فعلی
برنامه ریزی استراتژیک فناوری یک فرآیند مستمر و تکرارشونده است که اطمینان میدهد همواره مرتبط و بهعنوان نیروی هدایتکننده تمام فعالیتها باقی میماند.
موارد استفاده از برنامه ریزی استراتژیک فناوری
برنامه ریزی استراتژیک فناوری کاربردهای متعددی دارد. در ادامه، سه مورد از رایجترین سناریوهایی را که در آنها برنامه ریزی صحیح منجر به مزایای قابلتوجهی میشود، بررسی میکنیم.
۱. تحول و بهینهسازی (Transformation and Optimization)
در فرآیند تحول و بهینهسازی سازمان، برنامه ریزی استراتژیک فناوری به معماران سازمانی کمک میکند تا از رهبران کسبوکار و فناوری در ابتکارات تحول و بهینهسازی پشتیبانی کنند. این فرآیند به رهبران اجازه میدهد تا یک دیدگاه جامع و کلنگر نسبت به تحولات سازمانی داشته باشند.
برنامه ریزی استراتژیک فناوری به تیمهای معماری و فناوری کمک میکند که بهعنوان مشارکتکنندگان کلیدی در فرآیند برنامه ریزی ابتکارات سازمانی ادغام شوند. بهعنوان مثال، معماران سازمانی میتوانند با مدیران پورتفولیو همکاری کنند تا سناریوهای مختلفی را برای بررسی تغییرات در تأمین مالی و تأثیرات و ملاحظات مربوط به پیادهسازی فناوریها ایجاد کنند.
مزایای کلیدی برنامه ریزی استراتژیک فناوری در این بخش:
ظرفیتسنجی جامع سرمایهگذاری بر اساس سناریوهای مختلف
تحلیل و تنظیم تأمین مالی برای اطمینان از امکان سرمایهگذاریهای آینده
نمایش تصویری فناوریهای تحولآفرین در کنار یکدیگر برای آگاهی از تصمیمات سرمایهگذاری، ریسکها و ملاحظات
۲. ارزیابی و مدیریت یک پورتفولیو فناوری در حال تغییر
برنامه ریزی استراتژیک فناوری به رهبران فناوری کمک میکند تا مکالمات مؤثری درباره موجودی پورتفولیو خود داشته باشند، از جمله:
وابستگیها
ارزیابی ریسکها
بازخوردهای برنامه ریزی و اجرای استراتژی
با ایجاد حلقههای بازخورد در طول برنامه ریزی و اجرا، میتوان تأثیر سرمایهگذاریها بر کسبوکار را بررسی و تحلیل کرد. این فرآیند به رهبران سازمان کمک میکند تا درباره نحوه تأمین مالی پروژهها، انتخاب بهترین گزینهها برای سرمایهگذاری و میزان تأثیر این سرمایهگذاریها بر پورتفولیو و سازمان، تصمیمات بهتری بگیرند.
۳. تصمیمگیری مبتنی بر داده در مدیریت فناوریها
دادههای قابلاعتماد در برنامه ریزی استراتژیک فناوری به تصمیمگیریهای کلیدی کمک میکنند، از جمله:
جایگزینی، نگهداری یا توقف استفاده از یک برنامه کاربردی
بهروزرسانی، بازسازی، یکپارچهسازی یا ارتقای فناوریهای موجود
درک بهتر هزینهها و مزایای پیشنهادی تحول دیجیتال
با این اطلاعات، مدیران ارشد تصویری شفاف از هزینهها و مزایای ورود به یک وضعیت تحولیافته جدید خواهند داشت و میتوانند تصمیمات آگاهانهتری برای بهینهسازی منابع و مدیریت سرمایهگذاریها بگیرند.
نوآوری
برای سازمانهایی که بر نوآوری تمرکز دارند، برنامه ریزی استراتژیک فناوری به معماران سازمانی کمک میکند تا نوآوری را هدایت کرده و به این سؤال پاسخ دهند که “چگونه نوآوری کنیم؟” این فرآیند شامل چندین مرحله کلیدی است:
- تحلیل وضعیت فعلی و کشف مشکلات
- ایدهپردازی
- رأیگیری و رتبهبندی ایدهها
- گزارشگیری و تحلیل دادهها
- تصمیمگیری و تعیین مسیر حرکت
- بررسی تأثیرات تغییرات و سرمایهگذاریها
تحلیل کیفی نشان میدهد که کدام سرمایهگذاریها میتوانند سودمند باشند، درحالیکه تحلیل کمی، کاستیها و فرصتهای نوآوری را شناسایی میکند. با استفاده از ایدهپردازی و همکاری با ذینفعان داخلی و خارجی برای بررسی فناوریها و سرمایهگذاریهای آینده، معماران سازمانی نقشی کلیدی در کمک به کسبوکار برای توسعه استراتژیهای ارزشمند ایفا میکنند.
برنامه ریزی استراتژیک فناوری چه چیزی نیست؟
گارتنر میگوید که برنامه ریزی استراتژیک فناوری صرفاً فرآیند توسعه استراتژیهایی نیست که در نهایت فقط روی یک قفسه خاک بخورند. بلکه باید چگونگی اولویتبندی سرمایهگذاریها، اجرای برنامهها، رقابت و رهبری کسبوکار را مشخص کند.
توجه داشته باشید که این فرآیند صرفاً فهرستی از سرمایهگذاریهای مالی یا فناوریهای موردنظر نیست. بلکه برنامه ریزی استراتژیک فناوری، فناوریها و سرمایهگذاریهایی را ارزیابی میکند که میتوانند به اهداف کسبوکار کمک کرده و تأثیر تأمین مالی آنها را نیز در نظر میگیرد. هدف از این فرآیند، ایجاد یک برنامه سالانه بینقص نیست، بلکه تمرکز بر موضوعات مهم و پرهیز از ورود به جزئیات تاکتیکی است. برنامه استراتژیک فناوری باید یک چارچوب پویا باشد که به تیمها اجازه دهد تا بهصورت مستقل کار کنند و درعینحال پذیرای تغییرات باشند.
رایجترین مشکلات در این فرآیند برنامه ریزی عبارتاند از:
- ابهام بیشازحد در برنامه
- تعیین اهداف غیرقابل دستیابی
برنامه باید بهاندازه کافی دقیق باشد تا نتایج فناوری را که برای دستیابی به اهداف کسبوکار ضروریاند، مشخص کند. همچنین باید وظایف و مسئولیتها را تعیین کرده و اهداف مشخصی با بازههای زمانی تعریفشده ارائه دهد. این اهداف نباید آنقدر دور از دسترس باشند که به دلیل کمبود منابع یا عدم همسویی سازمانی شکست بخورند، بلکه باید بلندپروازانه اما دستیافتنی باشند.
برنامه ریزی استراتژیک فناوری بهمثابه یک راهنما
برنامه ریزی استراتژیک فناوری نباید بهعنوان یک کار سخت و خستهکننده تلقی شود. مدیران ارشد فناوری اطلاعات (CIOs) و رهبران فناوری نمیتوانند صرفاً بر وظایف روزمره تمرکز کنند، بلکه باید چشماندازی برای هدایت کسبوکار به سمت اهداف موردنظر داشته باشند. برنامه ریزی استراتژیک فناوری در واقع نقشه راهی است که مسیر دستیابی سازمان به اهدافش را تعیین میکند و تضمین میکند که همه تصمیمات از یک جهتگیری مشخص پیروی میکنند.
اگرچه این فرآیند به مشارکت کامل همه بخشهای سازمان نیاز دارد، اما باعث میشود که همه در جهت تحقق نتایج تجاری قابل اندازهگیری همکاری کنند. این امر به واحدهای کسبوکار امکان میدهد که چابکتر، مستقلتر، متمرکزتر و پاسخگوتر باشند و اطمینان حاصل شود که سرمایهگذاریها و منابع مالی در راستای اولویتهای مهم سازمان تخصیص مییابند. با یک برنامه ریزی مؤثر، موانع کمتری در مسیر وجود خواهد داشت که این موضوع به کاهش زمان ورود به بازار، افزایش نوآوری و افزایش تابآوری سازمان در برابر تغییرات کمک میکند. برنامه ریزی استراتژیک فناوری یک نمای یکپارچه از پورتفولیوی سازمان ارائه میدهد که استراتژی را به اجرا متصل کرده و بهعنوان محرک تحقق اهداف استراتژیک برای رشد، نوآوری و بهرهوری عملیاتی عمل میکند.
با ایجاد یک فرآیند استاندارد، فناوری میتواند ابتکارات استراتژیک را به بخشهای کوچکتر تقسیم کند، بهصورت تدریجی ارزش ایجاد کرده، بازخورد دریافت کند و دوباره بهینهسازی و اجرا کند. بهعنوان یک بخش جداییناپذیر از کسبوکار، فناوری نقش کلیدی در تحول دیجیتال ایفا میکند و تأثیر مستقیمی بر سودآوری سازمان داشته و موجب پیشرفت شرکت میشود.
یک نمونه واقعی از اجرای برنامه ریزی فناوری
به مورد یکی از مشتریان پیشین ما توجه کنید: یک ناشر که مجموعهای از کتابهای مرجع سالانه با دادههای جدولی فراوان را به فروش میرساند. بررسی دقیق نظرات مشتریان نشان داد که اکثر آنها این کتابها را فقط هر دو تا سه سال یکبار خریداری میکنند و عمدتاً از آنها برای مراجعه و استناد استفاده میکنند. این ناشر با تبدیل مدل فروش سنتی به یک مدل اشتراک سالانه تحت وب و افزودن یک افزونه اکسل، توانست بیش از سه برابر درآمد خود را افزایش دهد. از نظر دادهها، فناوری موردنیاز برای انتشار کتابها و پشتیبانی از پلتفرم تحت وب مشابه بود و چالش چندانی برای محصول جدید ایجاد نکرد. اما تفاوت اصلی در لزوم ایجاد یک راهکار امن و پایدار برای تعامل مستقیم با مشتریان بود.
در این مسیر، علاوه بر معرفی پلتفرمهای فناوری جدید، فرآیندها و قابلیتهای پشتیبانی جدیدی نیز پیادهسازی شد تا تجربه کاربری بهبود یابد و اطمینان از عملکرد سیستم افزایش یابد.
نتیجه گیری
شش عنصری که در بخشهای قبل ذکر شد، برای هر برنامه استراتژیک فناوری مؤثر ضروری هستند. اما موفقیت در این حوزهها بستگی به پذیرش برخی اصول کلیدی دارد. یکی از این اصول، قرار دادن دیدگاه “بیرون به درون” مشتری در مرکز طراحی تمام محصولات و خدمات دیجیتال است. همچنین، ضروری است که برنامه استراتژیک فناوری به طور کامل با برنامه عملیاتی استراتژیک کسبوکار همسو باشد و کل تیم رهبری اجرایی سازمان نسبت به آن تعهد داشته باشد. اما مهمتر از همه، ارتباط مؤثر است. برنامه باید به زبانی ساده و قابلفهم برای کل سازمان، از جمله هیئت مدیره، نوشته شود. جزئیات فنی باید در ضمیمه قرار گیرند تا خوانایی و درک سند حفظ شود. البته، نوشتن واضح بهتنهایی کافی نیست. برای ایجاد همراستایی واقعی بین واحدهای مختلف سازمان، مدیرعامل باید دیدگاههای مختلف اعضای اصلی مخاطب این برنامه را درک کند.
نظرات شما برای ما ارزشمند است! برای کمک به ارتقای کیفیت مقالات و تکمیل موضوعات مطرحشده، دیدگاه خود را در انتهای این مقاله ثبت کنید. مقالات مرتبط با موضوع برنامه ریزی استراتژیک فناوری نیز برای مخاطبان سایت کارمیز به اشتراک گذاشته شده است. همچنین اگر مایل به دریافت مشاوره یا آشنایی بیشتر با امکانات نرم افزار کارمیز هستید، از طریق ارسال فرم با ما در ارتباط باشید.