brush

نرم افزار

6:59 ق.ظ / 15 فروردین 1404

مراحل برنامه‌ ریزی استراتژیک

در این مقاله به توضیح مراحل برنامه‌ ریزی استراتژیک می پردازیم. شروع یک پروژه بدون استراتژی مانند تلاش برای پخت یک کیک بدون دستور پخت است ممکن است تمام مواد لازم را داشته باشید، اما بدون برنامه‌ای برای نحوه ترکیب آن‌ها یا چشم‌اندازی از شکل نهایی محصول، احتمالاً با یک نتیجه نامطلوب مواجه خواهید شد. این موضوع به‌ویژه در کار گروهی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. داشتن یک برنامه مشترک که به‌عنوان نقشه راهی در مسیر موفقیت عمل کند، حیاتی است. ایجاد یک برنامه استراتژیک نه تنها یک سند مفید برای آینده فراهم می‌کند، بلکه به شما کمک می‌کند آنچه که در حال حاضر دارید را تعریف کنید و تمام مراحل و ملاحظاتی که برای موفقیت نیاز دارید را بررسی و مشخص کنید.

برنامه‌ ریزی استراتژیک چیست؟

برنامه‌ ریزی استراتژیک مسیر کسب‌وکار شما را به سوی موفقیت ترسیم می‌کند. با استفاده از چشم‌انداز سازمان، بیانیه مأموریت و ارزش‌ها  همراه با اطلاعات داخلی و خارجی هر گام از فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک به شما کمک می‌کند تا اهداف بلندمدت خود را تدوین کرده و با مدیریت استراتژیک به آن‌ها دست یابید.

عناصر کلیدی برنامه‌ریزی استراتژیک شامل تحلیل SWOT، تعیین اهداف، مشارکت ذینفعان، و همچنین توسعه استراتژی‌ها، رویکردها و تاکتیک‌های عملی است که با اهداف اصلی از طریق ارزیابی استراتژیک هماهنگ شده‌اند. همچنین می‌توانید از مدل بلوغ مدیریت استراتژی برای ارزیابی وضعیت کنونی توسعه استراتژی در سازمان خود استفاده کنید.

به‌طور خلاصه، فرآیند برنامه‌ ریزی استراتژیک فاصله بین وضعیت کنونی و وضعیت مطلوب سازمان شما را پر می‌کند و چارچوبی واضح و قابل‌اجرا ارائه می‌دهد که به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد:

  • اکنون کجا هستید؟
  • می‌خواهید کجا باشید؟
  • چگونه به آنجا خواهید رسید؟

چرا به یک برنامه استراتژیک نیاز داریم؟

ایجاد یک برنامه استراتژیک بهترین راه برای اطمینان از هم‌راستا بودن تمام اعضای تیم از چشم‌انداز اولیه و معیارهای موفقیت تا ارزیابی نتایج و ایجاد تغییرات (در صورت نیاز) برای آینده است. حتی اگر یک نانوا یا آشپز حرفه‌ای باشید، کار کردن با تیم برای پختن یک کیک به معنای داشتن رویکردی مشترک و گام‌های مشخص است تا نتیجه نهایی منعکس‌کننده اهداف استراتژیکی باشد که در ابتدا تعیین کرده‌اید.

مزایای برنامه‌ریزی استراتژیک همچنین بر کارایی و بهره‌وری کلی سازمان شما تأثیر می‌گذارد. این مزایا شامل موارد زیر است:

  • توجه بیشتر به تعصبات یا نقص‌های احتمالی که منجر به بهبود تصمیم‌گیری می‌شود
  • جهت‌گیری و تمرکز واضح که باعث انگیزه‌بخشی و درگیر شدن کارکنان می‌شود
  • مدیریت بهتر منابع که نتایج پروژه‌ها را بهبود می‌بخشد
  • عملکرد بهتر کارکنان که به افزایش سودآوری منجر می‌شود
  • ارتباط و همکاری بهبود یافته که کارایی تیم را تقویت می‌کند

در ادامه، به نحوه ایجاد و ساختاربندی یک برنامه استراتژیک می‌پردازیم، همراه با قالب‌ها و ابزارهایی که می‌توانند در این مسیر به شما کمک کنند.

پیش از شروع: روش طوفان فکری را انتخاب کنید

روش‌های بسیاری برای طوفان فکری وجود دارد که می‌توانید از آن‌ها برای شناسایی، تعیین و اولویت‌بندی اهداف خود استفاده کنید. در برنامه‌ریزی استراتژیک، مهم است که ابتدا تمام نظرات و ایده‌های اعضا را جمع‌آوری کنید، پیش از آنکه به یک استراتژی خاص متعهد شوید. با تسهیل مناسب، طوفان فکری این فرآیند را برای همه عادلانه و شفاف می‌کند.

ابتدا تصمیم بگیرید که آیا می‌خواهید یک جلسه ایده‌پردازی سریع و بلادرنگ برگزار کنید یا یک طوفان فکری ساختاریافته داشته باشید.

  • جلسه ایده‌پردازی سریع: در این روش، ایده‌های نیمه‌پخته یا حتی عجیب را تشویق می‌کنید، معمولاً در یک بازه زمانی مشخص. هدف این است که به سرعت همه ایده‌ها را بیان کنید و سپس بهترین‌ها را انتخاب و ویرایش کنید. مثال‌هایی از روش‌های ایده‌پردازی سریع شامل چرخش نوبتی، نوشتن ایده‌ها و  نقشه‌کشی ذهنی هستند.
  • طوفان فکری ساختاریافته: در این روش، زمان بیشتری برای آماده‌سازی و ویرایش افکار خود پیش از به اشتراک‌گذاری و بحث در نظر می‌گیرید. این ممکن است شامل روش‌هایی باشد که تفکر غیرمعمول را در بر می‌گیرند، مانند طوفان فکری معکوس یا نقش‌آفرینی.

هر روشی که انتخاب کنید، نتیجه ایده‌آل این است که از تفکر گروهی اجتناب کنید و به همه صدا و فرصتی برای اظهار نظر بدهید. پس از رسیدن به توافق درباره اولویت‌های اصلی، اهداف مشخصی را به هر یک از آن اولویت‌ها اضافه کنید.

مراحل برنامه‌ ریزی استراتژیک

اجزای زیر با هم کار می‌کنند تا برنامه‌های استراتژیک منسجمی برای اهداف کسب‌وکار شما ایجاد کنند. بیایید به‌طور دقیق‌تر به هر یک از این‌ها نگاه کنیم:

  • چشم‌انداز: آنچه که سازمان شما می‌خواهد در آینده به دست آورد، هدف بلندمدت
  • مأموریت: نیروی محرکه پشت وجود شرکت شما، اینکه چه کسانی را خدمت می‌کند و چگونه ارزش ایجاد می‌کند
  • ارزش‌ها: باورهای اساسی که روند تصمیم‌گیری شرکت شما را هدایت می‌کنند
  • اهداف: اهداف قابل اندازه‌گیری که با مأموریت، چشم‌انداز و ارزش‌های کسب‌وکار شما هماهنگ هستند
  • استراتژی: نقشه استراتژیک بلندمدت برای دستیابی به اهداف شما بر اساس عوامل داخلی و خارجی
  • رویکرد: نحوه اجرای استراتژی و دستیابی به اهداف از طریق اقدامات و ابتکارات
  • تاکتیک‌ها: اقدامات کوتاه‌مدت، برنامه‌ها و فعالیت‌های دقیق

۱. روشن کردن چشم‌انداز، مأموریت و ارزش‌ها

اولین گام در فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک، درک اجزای اصلی سازمان شماست: چشم‌انداز، مأموریت و ارزش‌ها. روشن کردن این موارد، برنامه استراتژیک شما را با تعریف موفقیت در شرکتتان هم‌راستا می‌کند. پس از تعیین، این‌ها مبنای بقیه فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک خواهند بود.

سؤالاتی که باید بپرسید:

  • در بلندمدت به چه چیزی می‌خواهیم دست یابیم؟
  • هدف یا هدف نهایی ما چیست؟
  • برای تحقق چشم‌انداز خود چه اقداماتی انجام می‌دهیم؟
  • چه فعالیت‌ها یا خدمات کلیدی را ارائه می‌دهیم؟
  • اصول اخلاقی سازمان ما چیست؟
  • چه ویژگی‌ها یا رفتارهایی از کارکنان انتظار داریم؟

۲. انجام یک تحلیل محیطی

پس از اینکه همه در مورد چشم‌انداز، مأموریت و ارزش‌ها هم‌نظر شدند، وقت آن است که محیط داخلی و خارجی خود را بررسی کنید. این شامل انجام یک تحلیل SWOT بلندمدت است که نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای سازمان شما را ارزیابی می‌کند.

عوامل داخلی:
نقاط قوت و ضعف داخلی به شما کمک می‌کند تا متوجه شوید سازمان شما در چه زمینه‌هایی عالی عمل می‌کند و در چه زمینه‌هایی نیاز به بهبود دارد. آگاهی از نقاط قوت و ضعف کمک می‌کند تا تصمیمات آگاهانه‌تری در مورد قابلیت‌ها و تخصیص منابع خود بگیرید.

عوامل خارجی:
از منظر خارجی، فرصت‌ها و تهدیدها در بازار به شما کمک می‌کند تا قدرت مشتریان، تأمین‌کنندگان و رقبا در صنعت خود را درک کنید. علاوه بر این، باید به عواملی مانند فناوری، فرهنگ، سیاست و مقررات توجه کنید که ممکن است تأثیراتی بر سازمان شما داشته باشند.

سؤالاتی که باید بپرسید:

  • نقاط قوت یا مزایای رقابتی اصلی سازمان ما چیست؟
  • چه حوزه‌ها یا عملکردهایی در سازمان ما نیاز به بهبود دارند؟
  • چه روندها یا فرصت‌های نوظهوری وجود دارند که می‌توانیم از آنها بهره‌برداری کنیم؟
  • تغییرات در فناوری، مقررات یا رفتار مصرف‌کنندگان چگونه بر ما تأثیر می‌گذارند؟

۳. تعیین اولویت‌های استراتژیک

اولویت‌بندی عنصر “استراتژیک” در فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک است. مأموریت، چشم‌انداز، ارزش‌ها و تحلیل محیطی سازمان شما به عنوان یک لنز برای شناسایی اولویت‌های برتر عمل می‌کنند. محدود کردن اولویت‌ها اطمینان می‌دهد که سازمان شما منابع خود را به‌طور عمدی تخصیص می‌دهد.

این دسته‌بندی‌ها می‌توانند به شما کمک کنند تا اولویت‌های استراتژیک خود را رتبه‌بندی کنید:

  • حیاتی: وظایف فوری که عدم انجام آنها پیامدهای شدیدی خواهد داشت. مانند ضررهای مالی، آسیب به شهرت یا پیامدهای قانونی.
  • مهم: وظایف قابل توجه که از دستاوردهای سازمانی پشتیبانی می‌کنند و نیاز به انجام به موقع دارند.
  • مطلوب: وظایف باارزش که در کوتاه‌مدت ضروری نیستند اما می‌توانند به موفقیت و رشد بلندمدت کمک کنند.

سؤالاتی که باید بپرسید:

  • چگونه این اولویت‌ها با مأموریت، چشم‌انداز و ارزش‌های ما هم‌راستا هستند؟
  • کدام وظایف باید به سرعت انجام شوند تا از پیشرفت مؤثر به سوی نتایج مورد نظر اطمینان حاصل کنیم؟
  • چه منابع و قابلیت‌هایی برای پیگیری این اولویت‌ها به‌طور مؤثر نیاز داریم؟

۴. توسعه اهداف و شاخص‌ها

در مرحله بعد، شما اهداف و شاخص‌هایی را برای انعکاس اولویت‌های استراتژیک خود تعیین می‌کنید. اهداف برنامه‌ریزی استراتژیک باید هدف‌محور، بلندمدت و قابل اقدام باشند و از سطح پایین‌تر اهداف به اهداف بالاتر جریان پیدا کنند.

یکی از روش‌هایی که می‌تواند به شما در تعیین و اندازه‌گیری اهداف هم‌راستا کمک کند، روش اهداف و نتایج کلیدی (OKRs) است. OKRs شامل اهداف هستند که بیانیه‌های کیفی از آنچه می‌خواهید به آن دست یابید، و نتایج کلیدی هستند که ۳-۵ شاخص پشتیبانی‌کننده برای پیگیری پیشرفت به سوی هدف شما می‌باشند.

OKRs هم‌راستایی در تمام سطوح سازمان را تضمین می‌کنند و با پیگیری و مسئولیت‌پذیری که در چارچوب آن گنجانده شده است، همه را درگیر نگه می‌دارند. با اهداف بلندپروازانه و عمدی، OKRs می‌توانند به شما کمک کنند تا برنامه استراتژیک خود را پیش ببرید.

سؤالاتی که باید بپرسید:

  • کدام شاخص‌ها می‌توانند برای پیگیری پیشرفت به سوی هر هدف استفاده شوند؟
  • چگونه می‌توانیم اطمینان حاصل کنیم که اهداف و شاخص‌های سطح پایین‌تر از اهداف و شاخص‌های سطح بالاتر حمایت و به آنها کمک می‌کنند؟
  • چگونه پیشرفت به سوی نتایج کلیدی را پیگیری و اندازه‌گیری خواهیم کرد؟
  • چگونه اطمینان حاصل می‌کنیم که مسئولیت‌پذیری وجود دارد؟

۵. استخراج یک برنامه استراتژیک

مرحله بعدی در فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک به جزئیات “چگونگی” می‌پردازد توسعه یک برنامه استراتژیک واضح و عملی برای پر کردن فاصله بین اکنون و آینده.

برای انجام این کار، باید رویکردهای کوتاه‌مدت و بلندمدت برای دستیابی به اهداف تعیین‌شده خود را تشریح کنید و در طول مسیر به چند سوال کلیدی پاسخ دهید. باید ایده‌ها را بر اساس عواملی مانند:

  • امکان‌پذیری: چقدر واقعی و قابل دستیابی است؟
  • تأثیر: چقدر این رویکرد برای دستیابی به هدف مفید است؟
  • هزینه: آیا می‌توانیم این رویکرد را تأمین مالی کنیم و آیا ارزش سرمایه‌گذاری دارد؟
  • هم‌راستایی: آیا از مأموریت، چشم‌انداز و ارزش‌های ما پشتیبانی می‌کند؟

از رویکردهای خود می‌توانید یک برنامه عملی مفصل استخراج کنید که مواردی مانند:

  • جدول زمانی: هر گام را چه زمانی انجام خواهیم داد و مهلت‌ها چه هستند؟
  • دستاوردهای مهم: کدام دستاوردهای کلیدی تضمین می‌کنند که پیشرفت مداومی خواهیم داشت؟
  • نیازمندی‌های منابع: برای دستیابی به هر گام چه چیزی نیاز است؟
  • مسئولیت‌ها: در هر گام چه کسی مسئول است؟
  • ریسک‌ها و چالش‌ها: چه عواملی می‌توانند بر توانایی ما در اجرای برنامه تأثیر بگذارند؟ چگونه این‌ها را حل خواهیم کرد؟

با چنین برنامه عملی مفصلی، می‌توانید از اهداف انتزاعی به گام‌های ملموس حرکت کنید و به دستیابی به اهداف استراتژیک خود نزدیک‌تر شوید.

۶. نوشتن و ارتباط برنامه استراتژیک خود

نوشتن و ارتباط برنامه استراتژیک شامل همه است و اطمینان حاصل می‌کند که هر تیم در یک راستا قرار دارد. در اینجا یک ساختار واضح و مختصر ارائه می‌شود که می‌توانید برای پوشش مهم‌ترین اجزای برنامه‌ریزی استراتژیک استفاده کنید:

خلاصه اجرایی: نکات برجسته و اولویت‌ها در نمای کلی استراتژیک شما
مقدمه: پیش‌زمینه‌ای از برنامه استراتژیک شما
ارتباط: نحوه تطابق برنامه استراتژیک با مأموریت، چشم‌انداز و ارزش‌های سازمان شما
اسکن محیطی: نمای کلی از یافته‌های تحلیل SWOT شما
اولویت‌ها و اهداف استراتژیک: اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت سازمانی مبتنی بر اطلاعات
رویکرد استراتژیک: نمای کلی از برنامه تاکتیکی شما
نیازهای منابع: نحوه استقرار فناوری، تأمین مالی و کارکنان
ریسک‌ها و چالش‌ها: نحوه کاهش ریسک‌های ناشناخته در صورت بروز
برنامه اجرایی: یک برنامه گام به گام برای استقرار منابع و دستیابی به استراتژی شما
نظارت و ارزیابی: نحوه پیگیری جهت‌دهی صحیح برنامه شما
نتیجه‌گیری: خلاصه‌ای از برنامه استراتژیک و تمام موارد مرتبط با آن

سوالاتی که باید بپرسید:

  • چه اطلاعات یا زمینه‌ای برای ذینفعان لازم است تا برنامه استراتژیک را درک کنند؟
  • چگونه می‌توانیم ارتباط بین برنامه استراتژیک و هدف کلی و جهت‌گیری سازمان را تأکید کنیم؟
  • چه ابتکارات یا استراتژی‌هایی را برای پیشبرد اهداف پیاده‌سازی خواهیم کرد؟
  • چگونه ریسک‌ها را کاهش یا برطرف خواهیم کرد؟
  • چه گام‌ها و اقداماتی برای اجرای برنامه استراتژیک نیاز داریم؟
  • آیا اطلاعات یا گام‌های اضافی نیاز است که باید ارتباط برقرار کنیم؟

۷. پیاده‌سازی، نظارت و تجدید عملکرد

در نهایت، وقت آن رسیده است که برنامه استراتژیک خود را پیاده‌سازی کنید، اطمینان حاصل کنید که به‌روز است و استراتژی‌ای دائمی و همیشه فعال ایجاد کنید که عقب نماند. زمانی که برنامه شروع به اجرا می‌کند، به‌دقت بر روی زمان‌بندی‌ها، دستاوردها و اهداف عملکردی نظارت کنید و بررسی کنید که آیا این موارد با محیط داخلی و خارجی شما هم‌راستا هستند یا خیر.

عوامل داخلی مانند تکمیل وظایف، مسائل و تأخیرات دید واضحی از فرآیند شما ارائه می‌دهند. اگر هر گونه گلوگاه، ناکارآمدی یا عدم تطابق پیش آمد، بلافاصله اقدام اصلاحی انجام دهید برنامه را تنظیم کنید، منابع را مجدداً تخصیص دهید یا آموزش‌های اضافی برای کارکنان ارائه دهید.

عوامل خارجی مانند تغییرات ترجیحات مشتریان، فشارهای رقابتی، تغییرات اقتصادی و تغییرات مقرراتی را باید نظارت کنید. این موارد بر موفقیت برنامه اقدام استراتژیک شما تأثیر می‌گذارند و ممکن است نیاز به تنظیمات در طول مسیر داشته باشند.

به خاطر داشته باشید که پیاده‌سازی یک برنامه استراتژیک کار یک‌باره‌ای نیست. ارزیابی‌های استراتژیک مستمر برای یک استراتژی “همیشه فعال” ضروری است. این شامل گسترش مراحل برنامه‌ریزی و زمینه‌سازی استراتژی در زمان واقعی است که امکان سازگاری سریع با شرایط در حال تغییر را فراهم می‌کند تا اطمینان حاصل شود که برنامه شما همچنان مرتبط باقی می‌ماند.

سوالاتی که باید بپرسید:

  • آیا گلوگاه‌ها، ناکارآمدی‌ها یا عدم تطابق‌هایی وجود دارد که باید برطرف کنیم؟
  • آیا ما عوامل خارجی را نظارت و تجزیه و تحلیل می‌کنیم؟
  • آیا آماده‌ایم که در طول مسیر تنظیمات لازم را اعمال کنیم؟
  • آیا به اندازه کافی چابک هستیم تا انحرافات از برنامه استراتژیک خود را به‌سرعت اصلاح کنیم و استراتژی‌ای همیشه فعال برای تنظیمات مستمر ایجاد کنیم.

مراحل برنامه‌ریزی استراتژیک در شرکت اپل (Apple)

یکی از مثال‌های مشهور در مورد مراحل برنامه‌ریزی استراتژیک، شرکت اپل است که برای دستیابی به موفقیت‌های بزرگ در صنعت تکنولوژی از یک فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک مؤثر استفاده کرده است. در اینجا مراحل مختلف برنامه‌ریزی استراتژیک اپل را بررسی می‌کنیم:

1. تعیین چشم‌انداز و مأموریت

  • چشم‌انداز (Vision): اپل به‌طور مداوم در تلاش است تا بهترین محصولات دیجیتال ممکن را به جهان معرفی کند.
  • مأموریت (Mission): ایجاد محصولات عالی که زندگی مردم را تغییر دهد و به ساده‌ترین شکل ممکن، فناوری‌های پیشرفته را در دسترس قرار دهد.

این چشم‌انداز و مأموریت موجب شد که اپل تمرکز خود را بر نوآوری و طراحی محصولات کاربرپسند و جذاب بگذارد.

2. تحلیل محیط

SWOT : برای ارزیابی نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها از تحلیل SWOT استفاده می‌کند. برای مثال:

    • نقاط قوت: برند قوی، وفاداری مشتریان، نوآوری در طراحی محصولات
    • نقاط ضعف: هزینه‌های بالا، وابستگی به چند تأمین‌کننده
    • فرصت‌ها: گسترش به بازارهای نوظهور، توسعه محصولات جدید
    • تهدیدها: رقابت شدید از طرف شرکت‌هایی مثل سامسونگ و گوگل

تحلیل محیط باعث شد Apple بتواند نقاط قوت خود را بیشتر تقویت کرده و تهدیدات موجود را شناسایی و با آن‌ها مقابله کند.

3. تعیین اولویت‌های استراتژیک

اپل در اولویت‌های استراتژیک خود به نوآوری در طراحی، تجربه کاربری (UX)، و گسترش بازارهای جهانی تمرکز کرد. این اولویت‌ها به طور مداوم با چشم‌انداز و مأموریت شرکت هماهنگ بود.

4. تعیین اهداف و شاخص‌های عملکرد

اهداف اپل معمولاً به صورت بلندمدت تعریف می‌شود که شامل افزایش سهم بازار در صنایع مختلف، تقویت نوآوری‌های محصول (مثل توسعه آیفون و مک بوک) و رسیدن به درآمد بالاتر از فروش محصولات است. KPIها نیز شامل میزان رضایت مشتریان، فروش در بازارهای خاص و میزان رشد سالانه هستند.

5. ایجاد نقشه استراتژیک

اپل برنامه‌ریزی دقیقی برای ورود به بازارهای جدید، به‌ویژه بازارهای آسیایی و در حال توسعه، انجام داد. همچنین، بر روی تولید محصولات با ویژگی‌های خاص و نوآورانه مانند آیپد، آیفون و اپل واچ تمرکز کرد تا مشتریان جدید جذب کند.

6. اجرای برنامه استراتژیک

اپل با ایجاد بخش‌های تحقیق و توسعه (R&D) قوی، بر استخدام استعدادهای برجسته و استفاده از فناوری‌های نوین برای طراحی و تولید محصولات خود تأکید کرد. همچنین، با ایجاد اکوسیستم‌های یکپارچه از محصولات و خدمات، مشتریان خود را حفظ کرد و بازار جدیدی برای محصولاتش ایجاد نمود.

7. بازبینی و ارزیابی

اپل به‌طور منظم عملکرد خود را با استفاده از گزارش‌های مالی، تحقیقات بازار و ارزیابی‌های مشتریان بررسی می‌کند. این ارزیابی‌ها به آن‌ها کمک می‌کند تا برنامه‌ها را تنظیم و اصلاح کنند.

اپل با استفاده از برنامه‌ریزی استراتژیک منظم و تحلیل دقیق محیط خود، توانسته است در زمینه‌های مختلفی از جمله طراحی محصولات نوآورانه، تجربه کاربری، و حضور در بازارهای جهانی پیشرو باشد. این فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک نه تنها باعث موفقیت‌های آن شده بلکه آن را قادر ساخته است که به‌طور مستمر در دنیای رقابتی فناوری پیشرو باقی بماند.

7 عنصر کلیدی برنامه ریزی استراتژیک

چارچوب‌های برنامه‌ ریزی استراتژیک

برای راهنمایی در طول فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک می‌توانید از چندین چارچوب استفاده کنید. برخی از تأثیرگذارترین آن‌ها عبارتند از:

  • کارت امتیازی متوازن (BSC): رویکردی فراگیر به برنامه‌ریزی استراتژیک است که جنبه‌های مالی، مشتری، فرآیندهای داخلی و یادگیری و رشد را پوشش می‌دهد و وظایف عملیاتی کوتاه‌مدت را با اهداف استراتژیک بلندمدت هم‌راستا می‌کند.
  • تحلیل SWOT: نقاط قوت و ضعف داخلی کسب‌وکار شما را در کنار فرصت‌ها و تهدیدهای خارجی به‌صورت ترکیبی برجسته می‌کند تا به شما کمک کند تصمیمات آگاهانه‌تری درباره جهت‌گیری استراتژیک خود بگیرید.
  • OKRs: اهداف را به‌عنوان مجموعه‌ای از اهداف قابل اندازه‌گیری و نتایج کلیدی سازمان‌دهی می‌کند. این اهداف از بالاترین سطح سازمان به اهداف تیم‌های پایین‌دست سرریز می‌شوند و هم‌راستایی در سراسر سازمان را تضمین می‌کنند.
  • برنامه‌ریزی سناریو: شامل تصور و برنامه‌ریزی برای سناریوهای مختلف آینده است، که به شما امکان می‌دهد برای انواع نتایج احتمالی آماده شوید. این روش به‌ویژه در محیط‌های بی‌ثبات و پُر از عدم‌اطمینان مفید است.
  • پنج نیروی پورتر: رقابت‌های موجود در صنعت شما را ارزیابی می‌کند. رقابت میان رقبای موجود، قدرت چانه‌زنی خریداران و تأمین‌کنندگان، تهدید ورود تازه‌واردها، و تهدید جایگزین‌ها؛ برای شکل‌دهی استراتژی‌هایی که سازمان را برای موفقیت آماده می‌کنند.

مشکلات رایج در برنامه‌ ریزی استراتژیک و نحوه برطرف کردن آن‌ها

در حالی که برنامه‌ریزی استراتژیک یک نقشه راه برای موفقیت کسب‌وکار فراهم می‌کند، اما از چالش‌ها مصون نیست. شناسایی و رسیدگی به این مشکلات برای اجرای مؤثر استراتژی بسیار حیاتی است. بیایید به مشکلات رایج در برنامه‌ریزی استراتژیک و استراتژی‌های مقابله با آن‌ها بپردازیم:

۱. طبیعت ایستا مدل‌های سنتی برنامه‌ریزی استراتژیک معمولاً یک فرآیند خطی، سالانه و غیرقابل انعطاف را دنبال می‌کنند که تغییرات سریع در محیط کسب‌وکار را در نظر نمی‌گیرند. استراتژی‌هایی که به این شیوه تدوین می‌شوند ممکن است به سرعت در محیط پرشتاب امروز منسوخ شوند.

راه حل: برای غلبه بر سفتی برنامه‌ریزی استراتژیک سنتی سازمان شما باید فرآیندهای اسکن محیطی مداوم را ادغام کند. این شامل نظارت بر تغییرات بازار، اقدامات رقباء و پیشرفت‌های فناوری است تا اطمینان حاصل شود که بینش‌های لحظه‌ای تصمیم‌گیری‌های استراتژیک را هدایت می‌کنند. علاوه بر این، پذیرش روش‌های چابک (Agile) امکان برنامه‌ریزی تدریجی را فراهم می‌کند و استراتژی‌ها را به بخش‌های کوچکتر و قابل مدیریت تقسیم می‌کند که به‌طور منظم بازبینی و تنظیم می‌شوند و به این ترتیب انعطاف‌پذیری را در چشم‌انداز سریع امروز تضمین می‌کند.

۲. جدایی بین برنامه استراتژیک و اجرا اغلب شکافی قابل توجه بین اهداف استراتژیک و اجرای واقعی آن‌ها وجود دارد که منجر به عدم هم‌راستایی، سردرگمی و عدم کارایی درون سازمان می‌شود.

راه حل: برای پر کردن این شکاف باید مسئولیت‌پذیری، هم‌راستایی و فرآیندهای مبتنی بر بازخورد را در سراسر کسب‌وکار تضمین کنید. پیوند دادن نقش‌ها و مسئولیت‌های تیم به اهداف سطح پایین‌تر می‌تواند هم‌راستایی و مسئولیت‌پذیری را تقویت کند، در حالی که هم‌راستایی این اهداف با اهداف استراتژیک کلی اطمینان می‌دهد که در اجرا هماهنگی وجود دارد. برای اطمینان از بهینه‌سازی مداوم اهداف، یک مکانیزم بازخورد پیاده‌سازی کنید که به‌طور مداوم پیشرفت را در برابر اهداف ارزیابی کند و امکان تنظیمات منظم بر اساس بازخورد بازار و بینش‌های داخلی را فراهم کند.

۳. کمبود بینش‌های لحظه‌ای مدل‌های سنتی برنامه‌ ریزی به داده‌های تاریخی و بررسی‌های دوره‌ای تکیه می‌کنند که ممکن است تغییرات لحظه‌ای یا روندهای نوظهور را به‌طور دقیق ثبت نکنند. این می‌تواند منجر به استراتژی‌هایی ناسازگار با وضعیت فعلی کسب‌وکار شود.

راه حل: از ابزارهای تجزیه و تحلیل پیشرفته و فناوری‌های مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده کنید. در فناوری‌هایی سرمایه‌گذاری کنید که امکان پیگیری و گزارش‌دهی لحظه‌ای از شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) را فراهم می‌کنند، با داشبوردها و سیستم‌های نظارتی که بینش‌های به‌روز را ارائه می‌دهند. این ابزارها به شما این امکان را می‌دهند که داده‌های لحظه‌ای را جمع‌آوری، پردازش و تفسیر کرده و تصمیم‌گیری‌های پیشگیرانه‌ای بگیرید که با وضعیت فعلی کسب‌وکار هم‌راستا باشد.

۴. عدم بسته شدن حلقه بازخورد نبود حلقه بازخورد بین تدوین استراتژی، اجرا و ارزیابی می‌تواند بر یادگیری و بهبود تأثیر بگذارد. شرکت‌ها ممکن است نتوانند استراتژی‌های خود را بر اساس بینش‌های عملکردی لحظه‌ای بهبود بخشند.

راه حل: یک حلقه بازخورد ساختاریافته شامل مراحل تدوین استراتژی، اجرا و ارزیابی ایجاد کنید. از کارکنان بخواهید که به‌طور فعال در مورد اجرای استراتژی‌ها بینش‌هایی ارائه دهند و فرهنگ بهبود مستمر و انطباق را ترویج کنند.

بهترین شیوه‌ها در فرآیند برنامه‌ ریزی استراتژیک

فراتر از غلبه بر چالش‌ها، موفقیت در برنامه‌ ریزی استراتژیک نیازمند پذیرش مجموعه‌ای از شیوه‌های راهبردی است که به شما کمک می‌کند فرآیند توسعه و اجرای برنامه استراتژیک خود را هدایت کنید.

۱. فرآیند برنامه‌ ریزی را انعطاف‌پذیر نگه دارید

با توجه به تغییرات مداوم در محیط کسب‌وکار، یک رویکرد تک‌بعدی برای برنامه‌ریزی استراتژیک کافی نیست. برنامه استراتژیک شما باید قابل انطباق باشد تا همواره مرتبط باقی بماند و قادر به مقابله با تأثیرات شرایط در حال تغییر باشد.

۲. گروهی متنوع از ذینفعان را گرد هم آورید

با گنجاندن صداها و دیدگاه‌های مختلف از سراسر سازمان، می‌توانید نظرات، دیدگاه‌ها و تجربیات متنوعی را در هر مرحله از فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک در نظر بگیرید و هم‌راستایی بین واحدها و تیم‌ها را تضمین کنید.

۳. فرآیند را مستند کنید

مستندسازی مداوم فرآیند مدیریت استراتژیک برای ثبت و ارتباط‌دهی اجزای کلیدی برنامه‌ریزی استراتژیک ضروری است. این کار کمک می‌کند تا همه در یک راستا حرکت کنند و برنامه استراتژیک شما به روز و مرتبط باقی بماند.

۴. تصمیم‌گیری مبتنی بر داده‌ها داشته باشید

تصمیمات خود را بر اساس شواهد و حقایق اتخاذ کنید، نه فرضیات یا نظرات. این رویکرد باعث می‌شود که بینش‌های دقیق‌تری بدست آورید، اولویت‌ها بهبود یابند و تصمیمات مبتنی بر پیش‌فرض‌ها و جانبداری‌ها (تصمیمات معیوب) کاهش یابد.

۵. فرهنگ سازمانی را با برنامه استراتژیک هم‌راستا کنید

برنامه استراتژیک شما تنها زمانی موفق خواهد بود که همه با آن موافق باشند. فرهنگ سازمانی از آنچه که شما سعی در دستیابی به آن دارید، پشتیبانی می‌کند. رفتارها، قوانین و نگرش‌ها اجرای برنامه استراتژیک شما را بهینه می‌کنند.

۶. از هوش مصنوعی بهره ببرید

استفاده از هوش مصنوعی در برنامه‌ریزی استراتژیک از توسعه یک استراتژی همیشه فعال پشتیبانی می‌کند. بهبود چابکی استراتژیک، انجام اسکن‌های جامع محیطی و تسریع فازهای برنامه‌ریزی. هوش مصنوعی می‌تواند عملیات‌ها را ساده کند، تصمیم‌گیری مبتنی بر داده را تسهیل کند و بینش‌های شفاف از پیشرفت فراهم آورد تا مسئولیت‌پذیری، تعامل و هم‌راستایی با برنامه استراتژیک را افزایش دهد.

فرآیند برنامه‌ ریزی استراتژیک در یک نگاه

نقشه‌برداری دقیق استراتژی برای هر سازمانی که می‌خواهد به اهداف بلندمدت خود دست یابد در حالی که به مأموریت، چشم‌انداز و ارزش‌های خود وفادار بماند، ضروری است. هفت مرحله در فرآیند برنامه‌ ریزی استراتژیک که در این مقاله توضیح داده شده است، چارچوبی محکم برای پیروی سازمان شما فراهم می‌آورد از روشن کردن هدف سازمان شما و توسعه برنامه استراتژیک تا پیاده‌سازی، نظارت و بازبینی عملکرد. این مراحل به شما کمک می‌کند تا شاخص‌های اندازه‌گیری هدف خود را محقق کنید و یک استراتژی همیشه فعال بسازید که ریشه در زمان حال دارد.

مهم است که به یاد داشته باشید برنامه‌ ریزی استراتژیک یک رویداد یک‌باره نیست. برای اینکه مؤثر و مرتبط باقی بمانید، باید به‌طور مداوم استراتژی خود را با توجه به تغییر شرایط نظارت کرده و تنظیم کنید. این فرآیند بهبود مستمر سازمان شما را رقابتی نگه می‌دارد و تعهد شما به دستیابی به اهداف را نشان می‌دهد.

زیبایی برنامه‌ ریزی استراتژیک در این است که می‌توان آن را از سطح کمپین تا چشم‌انداز سازمانی به کار برد. با استفاده از چارچوب برنامه‌ ریزی استراتژیک، شما با ایجاد مشترک یک چشم‌انداز برای موفقیت و ترسیم مراحل رسیدن به اهداف، تعهد، اعتماد، و شفافیت را تقویت می‌کنید. علاوه بر این، با این کار توانایی انطباق مؤثر و سریع در پاسخ به داده‌ها از طریق اندازه‌گیری و ارزیابی را ایجاد می‌کنید، و برنامه شما را هم انعطاف‌پذیر و هم مقاوم می‌سازد. فرآیند برنامه‌ ریزی استراتژیک برای هماهنگ‌سازی سازمان شما بر روی اولویت‌ها، اهداف و ابتکارات کلیدی ضروری است و این موضوع برای موفقیت سازمانی حیاتی است.

نظرات شما برای ما ارزشمند است! برای کمک به ارتقای کیفیت مقالات و تکمیل موضوعات مطرح‌شده، دیدگاه خود را در انتهای این مقاله ثبت کنید. مقالات مرتبط با موضوع مراحل برنامه‌ ریزی استراتژیک نیز برای مخاطبان سایت کارمیز به اشتراک گذاشته شده است. همچنین اگر مایل به دریافت مشاوره یا آشنایی بیشتر با امکانات نرم افزار کارمیز هستید، از طریق ارسال فرم با ما در ارتباط باشید.

اشتراک گذاری:

هنا شجیرات

عضویت در خبرنامه

درخبرنامه ما عضو شوید

لورم ایپسوم متن ساختــگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیــک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *