brush

نرم افزار

6:19 ب.ظ / 14 فروردین 1404

مدیریت استراتژیک چیست؟ چگونه مدیریت استراتژیک را در سازمان بکار بگیریم؟

مدیریت استراتژیک

به عنوان یک رهبر، درک و اجرای مدیریت استراتژیک برای هدایت سازمان شما به سمت موفقیت ضروری است. در کارمیز، ماموریت ما این است که با ارائه راه حل های مدیریت استراتژی قوی، شرکت ها را توانمند کنیم تا از انتظارات خود فراتر روند. اما مدیریت استراتژیک دقیقاً چیست و چرا حیاتی است؟ آیا فقط کسب وکارهای بزرگ باید مدیریت استراتژیک را به کار گیرند؟ به تمامی سوالات در این مقاله پاسخ داده ایم؛ بیایید بررسی کنیم که چگونه می توانید چشم انداز استراتژیک خود را به موفقیت ملموس تبدیل نمایید و از دام هایی که بسیاری از شرکت ها را به دام می اندازند اجتناب کنید. در عوض، مسیری را برای رفاه و رشد بلندمدت ترسیم کنید.

 

مقدمه ای بر مدیریت استراتژیک

شرکت بزرگی را در نظر بگیرید که می خواهد به نرخ های فروش آنلاین بلندپروازانه تری دست یابد. برای دستیابی به این هدف، شرکت یک استراتژی ایجاد می کند، برنامه را ابلاغ می کند، آن را در واحدها و بخش های مختلف اعمال می کند، آن را با اهداف کارکنان ادغام می کند و بر این اساس آن را اجرا می کند. اگر یک استراتژی موثر ایجاد شود، به شرکت کمک می کند تا از طریق یک فرآیند واحد و هماهنگ به اهداف خود دست یابد. یا در مثال دیگر اگر کسب‌وکار شما یک ماشین مسابقه‌ای با عملکرد بالا در یک مسیر بی‌پایان است، احتمالاً به یک برنامه منفرد و سفت و سخت که در شروع مسابقه ارائه کرده‌اید تکیه نمی‌کنید. در عوض، شما از پشته فناوری خود برای نظارت بر شرایط، پیش‌بینی تغییرات و تصمیم‌گیری فوری استفاده می‌کنید. شما در صورت لزوم استراتژی خود را تنظیم می کنید. مدیریت استراتژیک باید یک چرخه مداوم و به سرعت تکرار شونده باشد که به سازمان ها اجازه می دهد به جای فرآیند خطی و گام به گام، چابک و پاسخگو باقی بمانند. سرعتی که کسب‌وکارها نیاز به انطباق و واکنش به تغییرات بازار دارند، رویکرد پویاتری را ایجاب می‌کند. اینجاست که مفهوم استراتژی «همیشه روشن» حیاتی می شود. یک رویکرد چابک تضمین می کند که سازمان شما می تواند به سرعت مسیر خود را با به وجود آمدن فرصت ها و چالش های جدید تغییر دهد و تنظیم کند. با اجرای یک حلقه سریع در اطراف فرآیند مدیریت استراتژیک سنتی، می توانید از مبانی نظری آن بهره مند شوید و در عین حال به طور موثر پیچیدگی های بازار مدرن را مرور کنید.

 

مدیریت استراتژیک چیست؟

مدیریت استراتژیک منابع شرکت را برای دستیابی به اهداف و مقاصد جدید ارزیابی و سازماندهی مجدد می کند. مدیریت استراتژیک به محیط رقابتی و سازمان داخلی نگاه می‌کند، استراتژی ها را ارزیابی می‌کند و اطمینان می‌دهد که مدیریت رویکردهای جدیدی را در سراسر شرکت اجرا می‌کند. رهبران سازمانی معمولاً بر یادگیری از استراتژی های گذشته و بررسی محیط فعلی تمرکز می کنند. مدیریت استراتژیک ممکن است شامل یک فرآیند تحلیلی باشد که در آن تمام تهدیدها و فرصت ها در نظر گرفته می شود یا صرفاً اصول راهنما جدید را به کار می گیرد. مهارت ها و شایستگی های کارکنان، فرهنگ کسب و کار و ساختار سازمانی بر چگونگی دستیابی سازمان به اهداف خود تأثیر می گذارد. شرکت های انعطاف ناپذیر ممکن است برای موفقیت در یک محیط کسب و کار در حال تغییر دشوار باشند. ایجاد یک مانع بین استراتژی ها و اجرای آنها می تواند تعیین اینکه آیا اهداف به طور موثر برآورده شده اند یا خیر، برای مدیران دشوار است. در نتیجه، مدیریت استراتژیک فرآیند جامع تعیین اهداف، تدوین برنامه ها و اجرای استراتژی ها برای دستیابی به اهداف استراتژیک بلندمدت سازمان است. این شامل یک چرخه مداوم از تجزیه و تحلیل، برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی است تا اطمینان حاصل شود که شرکت با محیط های در حال تغییر سازگار است و مزیت رقابتی را حفظ می کند. این رویکرد مدرن به سازمان ها کمک می کند تا منابع و اقدامات خود را با چشم انداز و مأموریت خود هماهنگ کنند.

 

چرا مدیریت استراتژیک مهم است؟

مدیریت استراتژیک فقط یک مفهوم نظری نیست. این یک ابزار عملی برای دستیابی به برتری در کسب وکار است. افزودن مدیریت استراتژیک به سازمان شما، تیم ها را همسو می کند و اطمینان حاصل می کند که همه به طور موثر در موفقیت کسب و کار شما مشارکت دارند. مدیریت استراتژیک به شرکت اجازه می دهد تا زمینه های بهبود عملیاتی را تجزیه و تحلیل کند. ممکن است یک فرآیند تحلیلی را دنبال کند – شناسایی تهدیدهای خاص و فرصت های خاص – منحصر به فرد برای شرکت. یک شرکت ممکن است دستورالعمل های کلی مدیریت استراتژیک را انتخاب کند که برای هر شرکتی اعمال می شود. مدیریت استراتژیک مهم است، زیرا بدون برنامه استراتژیک، شرکت ها می توانند زمان، پول و منابع را بدون رسیدن به اهداف خود هدر دهند. در مدیریت استراتژیک، برنامه استراتژیک شما طرح اولیه شماست. استراتژی ها، اهداف کلان و مراحل اقدام و عملیاتی. مدیریت استراتژیک به عنوان یک راهنما برای کل سازمان عمل می کند و تضمین می کند که هر تلاشی به موفقیت کلی کسب و کار کمک می کند.

  • تصمیم گیری آگاهانه: مدیریت استراتژیک درک جامعی از نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای سازمان خود به مدیران ارائه می دهد. این تجزیه و تحلیل برای تصمیم گیری آگاهانه که باعث رشد و کاهش خطرات می شود، حیاتی است.
  • اهداف و جهت روشن: با تعریف اهداف تجاری واضح، تیم ها با احساس هدف و جهت حرکت می کنند.
  • تخصیص موثر منابع: سرمایه گذاری در طرح هایی که بالاترین بازدهی را ارائه می دهند و با چشم انداز بلند مدت شرکت هماهنگ هستند.
  • اجرا و هماهنگی پیشرفته: اجرای استراتژی ها با دقت نیازمند تلاش های هماهنگ در بخش های مختلف است. مدیریت استراتژیک تضمین می‌کند که برنامه‌های اجرایی به خوبی تعریف شده‌اند، جدول‌های زمانی تعیین شده‌اند و مسئولیت‌ها تعیین شده‌اند که منجر به اجرای یکپارچه می‌شود.
  • بهبود مستمر: مرحله ارزیابی و بهینه سازی به ذینفعان اجازه می دهد تا پیشرفت را نظارت کنند، انحرافات را شناسایی کنند و تنظیمات لازم را انجام دهند. این فرآیند تکراری باعث بهبود مستمر می شود و به شرکت کمک می کند چابک بماند و به تغییرات پاسخ دهد.

بیشتر بخوانید: برنامه ریزی استراتژیک چیست؟

 

 

 

مراحل مدیریت استراتژیک چگونه است؟

مدیریت استراتژیک به سازمان ها کمک می کند تا دیدگاه ها را به عمل تبدیل کنند تا به اهداف و مقاصد کسب وکار خود برسند. یک رویکرد تجویزی چگونگی توسعه استراتژی ها را مشخص می کند، در حالی که یک رویکرد توصیفی بر نحوه اجرای آنها تمرکز دارد. اکثر سازمان ها معمولاً یک سری مراحل را دنبال می کنند که عبارتند از:

  1. تعیین هدف: یک سازمان باید اهداف روشن و واقعی را برای بیان چشم انداز و اهداف بلند مدت و کوتاه مدت خود تعیین کند. سپس یک شرکت می تواند اهداف یا چگونگی دستیابی به اهداف را شناسایی کند.
  2. تجزیه و تحلیل استراتژیک: سازمان‌ها اینکه چه نیروهای داخلی و خارجی بر کسب‌وکار و اهداف آن‌ها تأثیر می‌گذارد، و همچنین آنچه که برای رقابتی ماندن به آن نیاز دارند را بررسی، درک و کدگذاری می‌کنند. ابزارهای تحلیلی، مانند تجزیه و تحلیل سوات (SWOT)، در این مرحله مفید هستند.
  3. تدوین استراتژی: یک شرکت استراتژی خود را توسعه می دهد و چگونگی دستیابی به اهداف خود را مشخص می کند. در این مرحله، یک سازمان ممکن است افراد، فناوری و سایر منابع مورد نیاز خود، نحوه تخصیص منابع برای انجام وظایف و معیارهای عملکردی که موفقیت را می سنجد را شناسایی کند. همچنین جلب رضایت سهامداران و رهبران کسب وکار بسیار مهم است.
  4. اجرا: زمانی که استراتژی ها تعریف شدند، نوبت به اجرا می رسد. استراتژی از برنامه ریزی به سمت اجرا حرکت می کند. منابع تخصیص یافته بر اساس نقش ها و مسئولیت هایشان وارد عمل می شوند.
  5. تعیین موفقیت: مرحله نهایی مدیریت استراتژیک، ارزیابی اثربخشی استراتژی های اجرا شده با استفاده از معیارهای تعریف شده است. این شرکت تعیین خواهد کرد که آیا روش های ناکارآمد باید با روش های بادوام تر جایگزین شوند یا خیر. سازمان بر چشم انداز کسب و کار و عملیات داخلی نظارت خواهد کرد و استراتژی های موثر را حفظ خواهد کرد.

بیشتر بخوانید: مدل های رایج برنامه ریزی استراتژیک چیست؟

 

عناصر کلیدی مدیریت استراتژیک چیست؟

مدیریت استراتژیک یک استراتژی واحد نیست. با این حال، مدیریت استراتژیک شامل سه مرحله حیاتی است که با هم کار می کنند تا شرکت را به سمت اهداف بلندمدت هدایت کنند:

1. توسعه استراتژی

موقعیت فعلی خود را تجزیه و تحلیل کنید: نگاهی دقیق به موقعیت فعلی کسب و کار خود بیندازید. این شامل درک نقاط قوت و ضعف شما و همچنین فرصت ها و تهدیدهای موجود در بازار شما است.
چشم انداز استراتژیک خود را توسعه دهید: مشخص کنید که می خواهید کسب و کارتان در بلندمدت به کجا برسد. این شامل تعیین اهداف روشن و جاه طلبانه است که به شرکت شما جهت می دهد.
استراتژی خود را تدوین کنید: برنامه ای ایجاد کنید تا از جایی که هستید به جایی که می خواهید باشید برسید. این بدان معناست که با توجه به موقعیت و منابع فعلی خود، بهترین رویکرد را برای دستیابی به اهداف خود انتخاب کنید.

2. اجرای استراتژی

استراتژی خود را اجرا کنید: برنامه خود را عملی کنید. این شامل تعیین وظایف، تخصیص منابع و اطمینان از اینکه همه نقش خود را در دستیابی به اهداف شرکت می دانند، می باشد.

3. ارزیابی استراتژی

نظارت و تنظیم: پس از اجرای مدیریت استراتژیک، میزان عملکرد استراتژی خود را پیگیری کنید و در صورت نیاز تغییراتی ایجاد کنید. این شامل راه‌اندازی راه‌هایی برای اندازه‌گیری موفقیت، بررسی منظم پیشرفت‌تان و آماده‌بودن برای تطبیق استراتژی‌تان در صورتی که همه چیز طبق برنامه پیش نمی‌رود، است.

بیشتر بخوانید: نرم افزار برنامه ریزی استراتژیک چیست؟

 

پنج مرحله مدیریت استراتژیک کدام اند؟

سه جزء مدیریت استراتژیک – توسعه، اجرا و ارزیابی – را می توان به پنج مرحله واضح و قابل اجرا تقسیم کرد:

تجزیه و تحلیل موقعیت فعلی کسب و کار خود

درک جایگاه کسب و کار شما اولین قدم مهم در برنامه ریزی برای آینده آن است. با بررسی کارهایی که شرکت شما به خوبی انجام می دهد (نقاط قوت) و آنچه که باید بهبود یابد (نقاط ضعف) شروع کنید. همچنین، در مورد فرصت‌های خوب برای کسب‌وکارتان و ریسک ها یا چالش‌هایی که ممکن است با آن مواجه شود، فکر کنید. در مرحله بعد، نگاهی دقیق به آنچه شرکت شما دارد و می تواند انجام دهد بیندازید. به مهارت های تیم خود، ابزارها و فناوری هایی که استفاده می کنید، میزان پولی که دارید و هر چیز خاصی که کسب و کار شما را منحصر به فرد می کند فکر کنید. از خود بپرسید: چه چیزی ما را از سایر کسب وکارها متمایز می کند؟ کجا باید بهتر شویم؟
در نهایت، به آنچه در اطراف کسب و کار شما اتفاق می افتد نگاه کنید. آخرین روند در صنعت شما چیست؟ رقبای شما چه می کنند؟ چگونه ممکن است تغییرات بزرگ در اقتصاد یا جامعه بر کسب وکار شما تأثیر بگذارد؟ مراقب ایده‌ها یا فناوری‌های جدیدی باشید که می‌توانند نحوه کار کردن در صنعت شما را تغییر دهند. با نگاهی دقیق به همه این موارد در داخل و خارج از کسب و کار خود، تصویر واضحی از موقعیت خود دریافت خواهید کرد. این به شما کمک می‌کند تا برنامه‌های هوشمندانه‌ای داشته باشید که از آنچه در آن مهارت دارید استفاده کنید، آنچه را که نیاز به کار دارد برطرف کنید، از فرصت‌های خوب استفاده کنید و از کسب‌وکارتان در برابر مشکلات احتمالی محافظت کنید.

توسعه چشم انداز استراتژیک

توسعه چشم انداز استراتژیک شما در مورد ایجاد یک تصویر واضح از جایی است که می خواهید کسب و کارتان در آینده باشد. با تعیین اهداف بلند مدت خود شروع کنید. این شامل نگاه کردن به آینده برای 5-10 سال و تصور اینکه موفقیت برای شرکت شما چگونه است. خاص و جاه طلب اما واقع بین باشید. عواملی مانند موقعیت بازار، اهداف درآمد، پیشنهادات محصول و دسترسی جغرافیایی را در نظر بگیرید. سپس، یک بیانیه چشم انداز قانع کننده ایجاد کنید که این اهداف را در بر می گیرد. این باید یک بیانیه مختصر و الهام بخش از آنچه شرکت شما آرزوی تبدیل شدن یا دستیابی به آن را دارد باشد. یک بیانیه چشم انداز خوب آینده نگر، چالش برانگیز و به یاد ماندنی است. ذینفعان کلیدی را در این فرآیند مشارکت دهید تا از خرید و همسویی در سراسر سازمان اطمینان حاصل کنید. در نهایت، ماموریت خود را با چشم انداز خود هماهنگ کنید. بیانیه ماموریت شما هدف شرکت شما و نحوه هدف شما برای دستیابی به چشم انداز خود را توصیف می کند. بیانیه ماموریت موجود خود را مرور کنید (یا اگر آن را ندارید بسازید) تا مطمئن شوید که دیدگاه تازه ساخته شده شما را پشتیبانی و تکمیل می کند. این همسویی تضمین می کند که عملیات روزانه و آرزوهای بلند مدت شما هماهنگ هستند. در طول این فرآیند، بحث و مناظره آزاد را در تیم خود تشویق کنید. چشم انداز استراتژیک شما باید نتیجه بررسی دقیق و ورودی جمعی باشد که نه تنها آرزوهای رهبری بلکه رویاها و ارزش های مشترک کل سازمان را منعکس کند. به یاد داشته باشید، یک چشم انداز استراتژیک به خوبی توسعه یافته به عنوان یک چراغ راهنما برای تمام تصمیم گیری ها و تدوین استراتژی های آینده عمل می کند.

تدوین استراتژی

تدوین استراتژی شما در مورد ایجاد یک برنامه روشن برای رسیدن به اهدافتان است. با ارائه ایده های مختلف در مورد چگونگی رسیدن به آنجا شروع کنید. خلاقانه فکر کنید و در ابتدا هیچ ایده ای را رد نکنید. در مرحله بعد، به هر ایده با دقت نگاه کنید تا ببینید آیا قابل انجام است یا خیر. به این فکر کنید که برای تحقق آن به چه چیزهایی نیاز دارید، با چه خطراتی ممکن است مواجه شوید و چه چیزهایی می توانید به دست آورید. از افراد بخش های مختلف شرکت خود بپرسید که چه فکر می کنند. این به شما کمک می کند تا هر ایده را از زوایای مختلف ببینید. در نهایت، بهترین ایده ها را انتخاب کنید. در حال حاضر آنهایی را انتخاب کنید که بیشترین حس را برای شرکت شما دارند. به دنبال برنامه‌هایی باشید که از آنچه در آن مهارت دارید استفاده می‌کنند و به رفع آن‌چه نیاز به کار دارند کمک می‌کنند. آنها همچنین باید از فرصت های موجود در بازار استفاده کنند و از شما در برابر تهدیدات محافظت کنند. به یاد داشته باشید، انتخاب بیش از یک ایده اشکالی ندارد. اغلب، ترکیبی از طرح های مختلف بهترین کار را دارد. به خاطر داشته باشید که ممکن است لازم باشد برنامه خود را در طول مسیر تغییر دهید. همه چیز تغییر می کند و استراتژی شما نیز باید بتواند تغییر کند. اطمینان حاصل نمایید که همه افراد در شرکت شما برنامه را درک کرده و می دانند که چگونه می توانند به تحقق آن کمک کنند.

اجرای استراتژی

عملی کردن استراتژی شما به معنای واقعی ساختن برنامه های شماست. با تصمیم گیری در مورد اینکه چه کسی و چه چیزی برای تحقق آن نیاز دارید شروع کنید. این به معنای دادن شغل، پول و ابزار مناسب برای انجام کار است. در مرحله بعد، مطمئن شوید که شرکت شما به گونه ای تنظیم شده است که به عملکرد استراتژی شما کمک کند. ممکن است لازم باشد نحوه سازماندهی تیم ها را تغییر دهید یا نقش های جدیدی ایجاد کنید. هدف این است که کار کردن برای همه برای رسیدن به اهداف بزرگ شما آسان باشد. در نهایت، استراتژی خود را به مراحل کوچکتر تقسیم کنید. یک برنامه روشن ایجاد کنید که نشان دهد چه کاری باید انجام شود، چه کسی مسئول است و چه زمانی باید اتفاق بیفتد. به آن مانند یک نقشه راه فکر کنید که همه می توانند آن را دنبال کنند. برای هر کار ضرب الاجل تعیین کنید تا کارها به سمت جلو حرکت کنند. به یاد داشته باشید، ارتباط خوب کلید اصلی است. اطمینان حاصل نمایید که همه برنامه را درک می کنند و می دانند که چه کاری باید انجام دهند. برای کمک به حل مشکلات و ایجاد تغییرات در صورتی که همه چیز آنطور که انتظار می رود کار نمی کند، آماده باشید. اجرای یک استراتژی مستلزم زمان و تلاش است، اما با برنامه ریزی روشن و کار گروهی می توانید ایده های خود را به نتایج واقعی تبدیل کنید.

نظارت و کنترل

پیگیری پیشرفت خود و ایجاد تغییرات در صورت نیاز بسیار مهم است. با تنظیم روش هایی برای اندازه گیری میزان عملکردتان شروع کنید. به این شاخص‌ها شاخص‌های کلیدی عملکرد یا به اختصار KPI می‌گویند. آنها مانند تابلوهای راهنما هستند که به شما می گویند آیا در مسیر درستی هستید یا خیر. در مرحله بعد، بررسی منظم پیشرفت خود را به عادت تبدیل کنید. این بسته به کسب و کار شما می تواند هفتگی، ماهانه یا سه ماهه باشد. به شاخص های کلیدی عملکرد خود نگاه کنید و از خود بپرسید: آیا ما به اهداف خود می رسیم؟ چه چیزی خوب کار می کند؟ چه چیزی کار نمی کند؟
در نهایت برای ایجاد تغییرات آماده باشید. اگر چیزی کار نمی کند، یا اگر بازار تغییر می کند، از تنظیم برنامه خود نترسید. این ممکن است به معنای اصلاح اهداف، تغییر نحوه انجام کارها یا حتی تجدید نظر در بخش هایی از استراتژی باشد. به یاد داشته باشید، یک استراتژی خوب در سنگ تمام نمی شود. باید به اندازه کافی انعطاف پذیر باشد تا با چالش ها و فرصت های جدید سازگار شود. با نظارت دقیق بر پیشرفت خود و تمایل به ایجاد تغییرات، می توانید کسب و کار خود را در مسیر موفقیت نگه دارید، حتی زمانی که همه چیز در اطراف شما تغییر می کند.

بیشتر بخوانید: شاخص کلیدی عملکرد (KPI) چیست؟

5 مرحله مدیریت استراتژیک

 

چگونه می توانم یک فرآیند مدیریت استراتژیک را در سازمانم اجرا کنم؟

اجرای مدیریت استراتژیک با اطمینان از اینکه چشم انداز استراتژیک شما در تمام سطوح سازمان نفوذ می کند شروع می شود. کارمیز به شما کمک می کند تا با ادغام اهداف استراتژیک در عملیات روزانه، این زمینه را جاسازی کنید، و مطمئن شوید که هر یک از اعضای تیم درک می کند که چگونه کار آنها با اهداف سطح بالای شرکت هماهنگ است. این همسویی حس مالکیت و تعهد را تقویت می‌کند و تضمین می‌کند که همه در جهت اهداف یکسانی کار می‌کنند. با ابزارهای ردیابی بی‌درنگ و داشبوردهایی که بینش‌هایی را در مورد شاخص های کلیدی عملکرد(KPI) ارائه می‌دهند، دید پیوسته به شما امکان می‌دهد تا هرگونه انحراف از برنامه را به‌سرعت شناسایی و رسیدگی کنید و استراتژی خود را در مسیر خود حفظ نمایید.

بیشتر بخوانید: اشتباهات رایج در برنامه ریزی استراتژیک چیست؟

 

چابکی در مدیریت استراتژی

چابکی استراتژیک برای موفقیت سازمان ضروری است. برند خود را به عنوان یک کشتی بزرگ تصور کنید که در حال سفری متحول کننده در اقیانوس وسیعی است. هدف این است که مناطق جدید را کشف کنید، پیشنهادات خود را تکامل دهید، و با تغییرات دائمی عادات مشتری، رقابت و پویایی بازار سازگار شوید. با مدیریت استراتژیک، شما یک سفر کاملاً آماده دارید – با مطالعه نقشه ها، درک الگوهای آب و هوا و ارزیابی نقاط قوت و ضعف کشتی، مسیر را ترسیم می کنید. خدمه برای شرایط و چالش‌های مختلف آماده می‌شوند و اطمینان حاصل می‌کنند که تدارکات و موارد احتمالی لازم را در محل دارند. بدون مدیریت استراتژیک، تیم شما بی هدف حرکت می کند. آنها با طوفان ها و موانع پیش بینی نشده ای روبرو می شوند که منجر به سفری آشفته و ناآماده می شود. مدیریت استراتژیک باید فراتر از مدل سنتی گام به گام برود، که برنامه ریزی را در طول ماه ها و اجرا را در طول سه ماهه و بدون ارزیابی و بهینه سازی در این بین گسترش می دهد.
با اجرای یک استراتژی همیشه روشن، به تیم های خود قدرت می دهید تا چشم انداز شما را بدون نقص اجرا کنند و در عین حال به آنها قدرت می دهید تا تغییرات بازار را هدایت کنند. با کمک نرم افزار کارمیز، می توانید روندهای پنهان را شناسایی کنید و فرصت های نادیده قبلی را در هر مرحله برای به دست آوردن یک مزیت استراتژیک تعیین کننده کشف کنید.
کارمیز به سازمان های مدرن قدرت می دهد تا از طریق چابکی استراتژیک، جاه طلبی های خود را به واقعیت تبدیل کنند. جایی است که استراتژی، تیم‌ها و داده‌ها برای هدایت تصمیم‌گیری مؤثر، ساده‌سازی اجرا و به حداکثر رساندن عملکرد، همگرا می‌شوند.
در چشم انداز رقابتی امروز، داشتن یک استراتژی همیشه روشن برای پر کردن شکاف بین نتایج فعلی و مطلوب کسب و کار بسیار مهم است. کارمیز فناوری، تخصص و اشتیاق را ترکیب می کند تا مدیریت استراتژیک شما را از یک فرمول ثابت به یک موتور بازخورد محور برای رشد تبدیل کند. فرقی نمی‌کند که به سرعت در حال رشد باشید، کسب‌وکار متوسطی باشید که به دنبال تسخیر بازارهای جدید هستید، یا یک شرکت بزرگ که به دنبال نوآوری است، کارمیز شما را در هر مرحله از راه جلوتر نگه می‌دارد.

بیشتر بخوانید: برنامه ریزی استراتژیک فناوری چیست؟

 

مزایای مدیریت استراتژیک چیست؟

مدیریت استراتژیک به عنوان ابزاری کلیدی در دنیای پیچیده و رقابتی امروز، نقشی حیاتی در رسیدن به اهداف بلندمدت سازمان‌ها ایفا می‌کند. در ادامه، به بررسی مزایای مدیریت استراتژیک و تاثیر آن بر موفقیت و پایداری سازمان‌ها خواهیم پرداخت.

مزایای مالی

یک استراتژی خوب، زمانی که به خوبی اجرا شود، منجر به بهره وری بهتر و در نتیجه سودآوری بهتر برای کسب و کار می شود. به عنوان مثال، شرکتی که در آموزش کارکنان برای افزایش مهارت ها و کارایی سرمایه گذاری می کند، می تواند عملیات را ساده کند، ضایعات را کاهش دهد و بازده را افزایش دهد. این افزایش بهره وری به کسب و کار اجازه می دهد تا هزینه ها را کاهش دهد یا ارزش بالاتری را به مشتریان ارائه دهد و سودآوری را افزایش دهد.

کاهش ریسک

مدیریت استراتژیک تأثیر هر گونه ریسک پیش بینی شده یا پیش بینی نشده را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد. با حسابداری و ارائه هرگونه نوسانات یا آشفتگی های آینده، مدیریت می تواند اطمینان حاصل کند که کسب و کار در برابر تأثیر رویدادهایی مانند همه گیری کووید، بحران های اقتصادی جهانی و غیره محافظت می شود.

بهبود تصمیم گیری

مدیریت استراتژیک چارچوبی برای تصمیم گیری بهتر با اجازه دادن به رهبری برای ارزیابی تأثیر بالقوه تصمیمات خود بر اهداف استراتژیک کلی سازمان فراهم می کند.

بهبود همکاری

مدیریت استراتژی همکاری بین بخش ها و عملکردها را تشویق می کند تا اطمینان حاصل شود که همه در جهت اهداف و مقاصد یکسان کار می کنند.

افزایش رضایت مشتری

مدیریت استراتژی به سازمان ها کمک می کند تا مشتریان خود را بهتر بشناسند و استراتژی هایی را برای رفع نیازهایشان توسعه دهند.

بیشتر بخوانید: چرا برنامه‌ریزی استراتژیک مهم است؟

 

انواع استراتژی های مورد استفاده در مدیریت استراتژیک چیست؟

استراتژی کسب و کار: یک استراتژی کسب وکار بر توسعه یک برنامه اقدام بلند مدت برای دستیابی به اهداف یک شرکت، مانند افزایش سود یا سهم بازار تمرکز دارد. این شامل تجزیه و تحلیل بازار فعلی و رقبا، ایجاد یک چشم انداز استراتژیک، و تعیین اهداف خرد و کلان است.
استراتژی شرکت: استراتژی شرکتی یک برنامه عملی است که نحوه دستیابی شرکت به اهداف و مقاصد خود را مشخص می کند. این شامل تجزیه و تحلیل محیط فعلی، شناسایی اهداف خرد و کلان استراتژیک و تعیین بهترین راه برای دستیابی به آنها است.
استراتژی رقابتی: استراتژی رقابتی یک برنامه عملی است که شرکت ها برای برتری نسبت به رقبای خود از آن استفاده می کنند. این شامل تجزیه و تحلیل رقبا، شناسایی نقاط قوت و ضعف آنها و ابداع استراتژی هایی برای استفاده از فرصت ها و کاهش تهدیدها است.
استراتژی نوآوری: استراتژی نوآوری فرآیند توسعه محصولات، خدمات و فرآیندهای جدید است که می تواند به یک شرکت مزیت رقابتی بدهد. این شامل شناسایی نیازهای مشتری، ایده های طوفان فکری، توسعه نمونه های اولیه و آزمایش آنها است.
استراتژی عملیاتی: استراتژی عملیاتی بر چگونگی بهینه سازی منابع و فرآیندها به منظور ایجاد ارزش و دستیابی به اهداف سازمانی تمرکز دارد. این شامل تجزیه و تحلیل عملیات جاری، تعیین اهداف و مقاصد و ایجاد برنامه هایی برای رسیدن به آن اهداف است.

نمونه ای از مدیریت استراتژیک

یک مثال خوب از مدیریت استراتژیک در زندگی واقعی استارباکس است. در سال 2008، استارباکس با رقابت شدیدی از سوی فست فودهای زنجیره ای مانند مک دونالد روبرو شد و تحت تأثیر بحران مالی مداوم قرار گرفت. برای حل این مشکل، استارباکس برنامه «ایده استارباکس من» را اجرا کرد که در آن مشتریان می‌توانستند مستقیماً نظرات و پیشنهادات خود را با مدیریت به اشتراک بگذارند. استارباکس با گوش دادن به مخاطبان اصلی خود، بینش ارزشمندی در مورد آنچه واقعا برای مشتریانش مهم است به دست آورد. این حرکت استراتژیک منجر به تغییرات متعددی شد که تجربه مشتری را بهبود بخشید. وای فای (Wi-Fi) رایگان، نشستن راحت، و برنامه محبوب جوایز همه از این ابتکار نشات گرفته اند. استارباکس با تمرکز بر آنچه مشتریانش ارزش قائل هستند، توانست اوضاع را تغییر دهد و موقعیت خود را در بازار مستحکم کند. در اینجا نحوه هماهنگی حرکات استراتژیک استارباکس با تجزیه و تحلیل سوات (SWOT) آمده است.

  • تجزیه و تحلیل سوات استارباکس:
    نقاط قوت: شناخت برند، پایگاه مشتری وفادار، حضور جهانی.
    نقاط ضعف: گزینه های منو محدود، قیمت های بالا در مقایسه با رقبا، زمان انتظار طولانی.
    فرصت ها: بهبود تجربه مشتری، گسترش پیشنهادات محصول، استفاده از فناوری.
    تهدیدها: رقابت از زنجیره های فست فود، افزایش هزینه های عملیاتی، رکود اقتصادی.

بیشتر بخوانید: مراحل برنامه‌ ریزی استراتژیک

مزایای مدیریت استراتژیک

 

رویکردهای مدیریت استراتژیک کدام اند؟

به طور عمده دو رویکرد برای مدیریت استراتژیک وجود دارد: تجویزی و توصیفی. رویکرد تجویزی به فرآیند ایجاد یک استراتژی مدیریت می پردازد، در حالی که رویکرد توصیفی بر چگونگی اجرای این استراتژی ها تمرکز دارد. هر دو رویکرد باید به طور موازی مورد استفاده قرار گیرند. برنامه‌های مدیریت استراتژیک تجویزی چارچوبی برای برنامه‌ریزی ایجاد می‌کنند تا کسب‌وکارها بتوانند چشم‌انداز، اهداف و گام‌های مورد نیاز برای دستیابی به آنها را تعریف کنند. از سوی دیگر، رویکرد توصیفی با پرداختن به چالش‌ها و فرصت‌های دنیای واقعی در طول اجرا، عملی را به ارمغان می‌آورد.

 

چارچوب مدیریت استراتژیک چگونه است؟

چارچوب مدیریت استراتژیک به مجموعه‌ای از ابزارها، مدل‌ها و شیوه‌ها اطلاق می‌شود که به مدیران کمک می‌کند تا در محیط‌های متغیر و پر چالش امروز، برنامه‌های موثری تدوین کنند.  این چارچوب نه تنها شامل تحلیل وضعیت کنونی سازمان، شناسایی فرصت‌ها و تهدیدها، بلکه تدوین استراتژی‌ها و نظارت بر اجرای آن‌ها نیز می‌شود. در این بخش، به بررسی اجزای اصلی این چارچوب، مراحل مختلف آن و اهمیت آن در تصمیم‌گیری‌های سازمانی خواهیم پرداخت.

1. مزیت رقابتی

یک سازمان ممکن است به هزینه تولید کمتر یا تمایز محصول به عنوان یک مزیت در برابر رقبای خود دست یابد. مهم است که به موقعیت برند و شرکت در بازار نگاه کنید و همچنین تمام مزیت های رقابتی شرکت را نسبت به رقبای خود مشخص نمایید.

2. استراتژی شرکت و تئوری پورتفولیو

تئوری مدرن پورتفولیو چارچوبی را برای تخصیص دارایی ها فراهم می کند به طوری که برای سطح معینی از ریسک، بازده مورد انتظار حداکثر شود. تئوری پورتفولیو به شرکت ها اجازه می دهد تا تجزیه و تحلیل هزینه-فایده را در مورد استقرار منابع انجام دهند و شایستگی قرار دادن منابع فردی را برای شرکت در کل آن مشاهده کنند. ماتریس رشد-سهم که توسط گروه مشاوره بوستون توسعه یافته است، به شرکت ها کمک می کند تا ارزش واحدهای کسب وکاری فردی خود را با ترسیم کسب وکار بر روی یک محور تجزیه و تحلیل کنند. دو پارامتر قضاوت عبارتند از: سهم بازار – معیاری از موقعیت رقابتی یک واحد کسب وکار نسبت به همتایانش – و نرخ رشد صنعت – معیاری از چشم انداز صنعت خاصی که واحد در آن فعالیت می کند.

3. شایستگی اصلی

کسب و کارها باید به دنبال توسعه تخصص در زمینه های برتر و حذف یا برون سپاری باقی مانده فعالیت های کسب وکار خود باشند. با توانایی انجام این کار، یک سازمان می تواند محصول، خدمات یا چشم اندازی منحصر به فرد و بی نظیر را در اختیار بازار و مصرف کنندگان قرار دهد.

4. منحنی تجربه

منحنی تجربه این گزاره را بیان می کند که هر گاه خروجی تولید شده دو برابر شود، هزینه های ارزش افزوده با درصد ثابتی کاهش می یابد.

5. استراتژی های رقابتی عمومی

شرکت ها باید استراتژی خود را بر روی رهبری هزینه، تمرکز یا تمایز متمرکز کنند. به گفته مایکل پورتر، استراتژیست کسب وکار مشهور، اگر شرکتی روی یک عامل منحصر به فرد تمرکز نکند، خطر هدر دادن منابع خود را به دنبال دارد. چنین استراتژی بر تخصص در یک محصول یا خدمات با ایجاد یک پیشنهاد فروش منحصر به فرد یا ایجاد صرفه‌جویی در مقیاس برای دستیابی به هزینه‌های پایین تولید تأکید دارد.

6. ساختار صنعت و سودآوری

مدل نیروهای رقابتی (Porters 5 Forces) چارچوبی است که برای ارزیابی رقابت پذیری صنعت استفاده می شود. مدل 5 نیروی رقابتی پورتر را می توان با موارد زیر تعریف نمود:

تهدید تازه واردان: در یک صنعت رقابتی، خطر ورود تازه واردان زیاد خواهد بود. با فرض اینکه یک صنعت یا بخش بسیار سودآور باشد، برای بسیاری به عنوان یک چشم انداز تجاری جذاب در نظر گرفته می شود. برخی از عوامل بازدارنده برای سهولت ورود به بازار عبارتند از اختراعات، سرمایه مورد نیاز بالا، وفاداری مشتری به برندهای معتبر و صرفه جویی در مقیاس موجود.
تهدید جایگزین ها: اگر یک محصول یا تجربه را بتوان به راحتی با یک جایگزین مشابه تکرار کرد، گفته می شود که تقاضا برای آن محصول کاهش می یابد. اگر مصرف کنندگان بتوانند محصولات جایگزین مشابهی پیدا کنند، صنعت یا بخش رقابتی در نظر گرفته می شود.
قدرت چانه زنی مشتریان: مشتریان از قدرت چانه زنی بالایی در بازار رقابتی برخوردار خواهند شد. فروشندگان نمی توانند فشار قیمتی را اعمال کنند که به سوددهی آنها کمک نماید.
قدرت چانه زنی تامین کنندگان: هنگامی که چندین تامین کننده برای تهیه مواد خام یا واسطه حضور دارند، نمی توانند قیمت نهایی را به شکل غیرقابل توجیهی تحت تاثیر قرار دهند.
رقبا: صنایع رقابتی از درجه بالایی از نوآوری و استراتژی های رقابتی و بازاریابی تکامل یافته برخوردار هستند.

7. زنجیره ارزش

زنجیره ارزش شامل فهرستی از فرآیندها یا فعالیت‌هایی است که یک شرکت برای ارائه یک محصول یا خدمات به بازار انجام می‌دهد. فعالیت ها به دو عملکرد تقسیم می شوند:
فعالیت های اولیه: اینها شامل کارکردهایی هستند که مستقیماً به ایجاد یک کالا یا خدمات می‌پردازند. آنها شامل کارکردهایی مانند لجستیک ورودی و خروجی، عملیات، بازاریابی و فروش و خدمات رسانی به محصول هستند.
فعالیت های پشتیبانی: اینها شامل کارکردهایی است که تولید کالا یا خدمات را تسهیل می کند. آنها شامل وظایفی مانند منابع انسانی، فناوری، تدارکات و زیرساخت هستند.
به گفته پورتر، همسویی فعالیت ها می تواند کارایی عملیاتی یک سازمان را بهبود بخشد و در نهایت یک مزیت رقابتی برای آن ایجاد کند.

بیشتر بخوانید: اهداف استراتژیک بلندمدت

 

مثالی واقعی از فرآیند مدیریت استراتژیک

اکنون که نظریه را روشن کردیم، بیایید ببینیم که فرآیند مدیریت استراتژیک در عمل چگونه به نظر می رسد. بیایید بررسی کنیم که چگونه یک شرکت موفق، نتفلیکس، از مدیریت استراتژیک موثر برای هدایت رشد و نوآوری استفاده کرد: رویکرد استراتژیک نتفلیکس نمونه ای از یک حلقه پیوسته از توسعه، اجرا و ارزیابی است. در اینجا یک تصویر جامع است:

تدوین استراتژی: در اوایل دهه 2000، نتفلیکس محدودیت‌های مدل کسب‌وکار اجاره دی‌وی‌دی خود را شناسایی کرد و افزایش پخش ویدیوی اینترنتی را پیش‌بینی کرد. این آینده نگری منجر به یک محور استراتژیک به سمت خدمات پخش دیجیتال شد. استراتژی اولیه شرکت این بود که از پایگاه مشتریان اجاره دی وی دی موجود خود استفاده کند و در عین حال به تدریج محتوای جریانی را معرفی کند.

اجرای استراتژی: نتفلیکس این استراتژی را با سرمایه گذاری هنگفت در زیرساخت های فناوری برای پشتیبانی از جریان با کیفیت بالا اجرا کرد. آنها همچنین قراردادهای صدور مجوز را با استودیوهای بزرگ برای ایجاد یک کتابخانه وسیع از محتوای جریانی تضمین کردند. مراحل کلیدی شامل:

سرمایه گذاری در فناوری: توسعه یک پلتفرم استریم قوی که بتواند حجم زیادی از ترافیک را مدیریت کند.
کسب محتوا: تضمین حقوق فیلم ها و برنامه های تلویزیونی محبوب برای جذب و حفظ مشترکین.
تجربه کاربر: بهبود رابط کاربری برای ایجاد یکپارچه و لذت بخش کشف محتوا.
ارزیابی استراتژی: همانطور که سرویس استریم مورد توجه قرار گرفت، نتفلیکس به طور مداوم معیارهای عملکرد، از جمله رشد مشترک، تعامل بیننده و الگوهای مصرف محتوا را زیر نظر داشت. به عنوان مثال، آنها از تجزیه و تحلیل داده ها برای درک عادات و ترجیحات مشاهده استفاده کردند، که تصمیمات مربوط به کسب و تولید محتوا را تعیین می کرد.

انطباق بر اساس ارزیابی: بینش از مرحله ارزیابی نشان داد که محتوای اصلی به طور قابل توجهی باعث رشد و حفظ مشترکین شده است. با درک این موضوع، نتفلیکس استراتژی خود را برای تمرکز بیشتر بر تولید محتوای اصلی تطبیق داد. این منجر به توسعه نتفلیکس اوریجینالز (Netflix Originals) شد که با “خانه کارت ها (House of Cards)” در سال 2013 شروع شد. موفقیت برنامه‌نویسی اصلی تصمیم به سرمایه‌گذاری بیشتر در تولید محتوا را تقویت کرد.

توسعه استراتژی: تغییر به سمت محتوای اصلی یک انطباق استراتژیک بر اساس بینش ارزیابی بود. توسعه استراتژی نتفلیکس به طور فزاینده ای مبتنی بر داده ها شد و از تجزیه و تحلیل های پیشرفته برای پیش بینی اینکه چه نوع محتوایی موفق خواهد بود استفاده کرد. آنها به طور مداوم استراتژی محتوای خود را اصلاح کردند و بر ژانرها و قالب هایی تمرکز کردند که بیشترین طنین را در بین مخاطبان خود داشت.
مطالعات موردی در نتفلیکس نشان می‌دهد که چگونه مدیریت استراتژیک می‌تواند باعث تحول و موفقیت چشمگیر در کسب‌وکار شود. نتفلیکس با اتخاذ رویکردهای نوآورانه، استفاده از تجزیه و تحلیل داده ها، پذیرش فناوری های جدید، تمرکز بر محتوای اصلی و اجرای ساختارهای سازمانی سازگار، به رشد پایدار دست یافته و مزیت رقابتی را در صنعت سرگرمی به سرعت درحال توسعه حفظ کرده است. این حلقه پیوسته از توسعه، اجرا، ارزیابی و انطباق استراتژی به عنوان الگویی برای سایر شرکت‌هایی است که هدفشان رشد در بازارهای پویا است.

 

جمع بندی

مدیریت استراتژیک به‌عنوان یک فرایند کلیدی و حیاتی در موفقیت سازمان‌ها در دنیای پیچیده امروز شناخته می‌شود، زیرا این رویکرد به سازمان‌ها امکان می‌دهد تا با تحلیل دقیق محیط داخلی و خارجی خود، نقاط قوت و ضعف را شناسایی کرده و در کنار آن، فرصت‌ها و تهدیدهای موجود را مورد بررسی قرار دهند. این فرآیند شامل مراحل متعددی از جمله تعیین اهداف، طراحی و اجرای استراتژی‌ها، و سپس ارزیابی و کنترل عملکرد می‌باشد؛ که هر یک به نوبه خود نقش مهمی در هدایت سازمان به سمت دستیابی به اهداف بلندمدت دارند. علاوه بر این، توجه به ذینفعان مختلف از جمله کارکنان، مشتریان و جامعه نیز جزء لاینفک مدیریت استراتژیک است، چراکه ارتباط مؤثر با این گروه‌ها می‌تواند به بهبود عملکرد و تحقق اهداف سازمانی کمک کند. در دنیای متغیر و در حال تغییر امروز، انعطاف‌پذیری و انطباق با شرایط جدید از جمله ویژگی‌های اهمیت‌یافته دیگر در مدیریت استراتژیک به شمار می‌آید، به‌طوری که سازمان‌ها برای بقا و رشد خود باید آماده‌ی پاسخ به تغییرات محیطی و چالش‌های غیرمنتظره باشند. به‌طور خلاصه، مدیریت استراتژیک تنها یک ابزار نیست، بلکه یک نگرش اساسی است که از طریق آن می‌توان به موفقیت پایدار در بازار رقابتی دست یافت و این امر نیازمند بازنگری مستمر و ارتقای استراتژی‌ها در راستای نیازها و تحولات روز است.

 

 

در کارمیز، ما بر این باوریم که مدیریت استراتژیک مؤثر یک سفر مداوم یادگیری و سازگاری است – و نرم افزار برنامه ریزی استراتژیک ما به کسب و کار شما کمک می کند تا دقیقاً به آن دست یابد. نظرات شما برای ما ارزشمند است! برای کمک به ارتقای کیفیت مقالات و تکمیل موضوعات مطرح‌شده، دیدگاه خود را در انتهای این مقاله ثبت کنید. مقالات مرتبط با موضوع مدیریت استراتژیک نیز برای مخاطبان سایت کارمیز به اشتراک گذاشته شده است. همچنین اگر مایل به دریافت مشاوره یا آشنایی بیشتر با امکانات نرم افزار کارمیز هستید، از طریق ارسال فرم با ما در ارتباط باشید.

اشتراک گذاری:

سولماز رضایی

عضویت در خبرنامه

درخبرنامه ما عضو شوید

لورم ایپسوم متن ساختــگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیــک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *