brush

نرم افزار

10:06 ق.ظ / 15 فروردین 1404

شاخص کلیدی عملکرد (KPI) چیست؟

چگونه می‌توانید تیم خود را به فکر کردن درباره اهداف سازمانی و دستیابی به آنها تشویق کنید؟ اولین گام این است که موجودی دقیقی از شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPIs) خود تهیه کنید. مسئله این است که KPI ها در چند ماه اول به تیم انگیزه می‌دهند، اما پس از آن در ایمیل‌های طولانی گم می‌شوند و فقط یک روز قبل از جلسه مهم با رهبری ارشد دوباره بررسی می‌شوند. KPI های طراحی‌شده به‌خوبی، به تیم‌ها این امکان را می‌دهند که ناکارآمدی‌ها را حل کنند، درخواست‌های وقت‌گیر را از بین ببرند و وظایف و پروژه‌ها را با اهداف سراسری شرکت هم‌راستا کنند. این همان چیزی است که ما برای شما و تیم‌تان می‌خواهیم، به همین دلیل مجموعه‌ای از مثال‌ها و الگوهای KPI را تهیه کرده‌ایم تا به سوالات شما پاسخ دهیم:

در چه شرایطی یک معیار به KPI تبدیل می‌شود؟ چه کسانی در فرآیند توسعه KPI مشارکت دارند؟ KPIها را کجا پیگیری کنیم؟ چگونه عمل را پیش ببریم و تیم خود را به سوی نتیجه هدایت کنیم؟ ما همه این موارد و بیشتر را پوشش خواهیم داد، زیرا KPIs راز اصلی استراتژی‌های کسب‌وکار مدرن هستند. و همه افراد برای انجام این کار صلاحیت دارند.

KPI چیست؟

یک شاخص کلیدی عملکرد یا KPI یک معیار کمی است که برای نظارت بر پیشرفت در دستیابی به اهداف کسب و کار استفاده می‌شود. به‌طور خاص، KPI بینش عملکردی در مورد مهم‌ترین دارایی یک سازمان ارائه می‌دهد. کسب‌وکارها زمان، تلاش و پول خود را برای استخدام حل‌کنندگان مسائل یعنی افرادی که توانایی تجزیه و تحلیل و تفسیر داده‌ها را دارند تا تصمیم‌گیری کنند؛ سرمایه‌گذاری می‌کنند. و این سرمایه‌گذاری محدود به استخدام در بخش‌های IT و مالی نیست. گفته شده است که نیروی کاری با مهارت‌های سواد داده به بهبود سلامت و عملکرد کلی شرکت کمک می‌کند.

این به این معناست که همه ی کارمندان خط مقدم، مدیران و رهبری ارشد بر اهداف سازمانی تأثیر دارند. بنابراین، به‌عنوان یک رهبر تیم، شما مسئولیت دارید که KPI های فکر شده، خاص و قابل اندازه‌گیری را برای افراد تعیین کنید.

چگونه شاخص‌های کلیدی عملکرد را تعریف کنیم

اگر قرار است از این راهنما تنها یک نکته را به خاطر بسپارید، ترجیح میدهم این جمله را به شما یادآوری کنم: شاخص‌های کلیدی عملکرد مؤثر به افراد این امکان را می‌دهند که تصمیمات دقیق و سریعی بگیرند.

اولین اشتباهی که کسب‌وکارها هنگام فکر کردن به KPIs مرتکب می‌شوند این است که ایمیلی به تمام رهبران بخش‌ها ارسال می‌کنند با عنوان: «قرار است با این شاخص های بد چه کار کنید؟»

در عوض، کسب‌وکارها باید به سمت معیارهایی که بیشترین تأثیر را بر پایداری آنها دارند، هدف‌گذاری کنند. وقتی بر پروژه‌ها، ابزارها و سیستم‌هایی که تأثیر زیادی دارند تمرکز می‌کنید، در حال ساخت نقشه راهی برای کسب‌وکار هستید تا سرعت خود را به سمت رشد درآمد حداکثر کنید.

بنابراین، در اینجا یک چک‌لیست گام به گام برای شروع درست KPIs شما آمده است:

  1. شناسایی معیارهای تجاری مرتبط  با اهداف کسب‌وکار

بیایید با اصولی شروع کنیم که در آن KPIs فروش با KPIs محصول متفاوت است، که آن‌ها نیز با KPIs مالی متفاوت هستند. سوالاتی را از شاخص‌های عملکرد مستقیم خود بپرسید تا درک کنید که آنها چه چیزی می‌خواهند به دست آورند و معیارهای موفقیت آنها چیست. این گروه از این معیارهای تجاری به عنوان راهنما برای یک ماه، سه‌ماهه یا سال آینده استفاده خواهند کرد. اگر یک شاخص کلیدی عملکرد به هدف تجاری کمک نکند، باید کنار گذاشته شود!

مسئله‌ای که می‌خواهید در فرآیند تیم یا سازمان خود حل کنید چیست؟ نتیجه‌ای که می‌خواهید به آن برسید چیست؟ چگونه موفقیت را اندازه‌گیری خواهید کرد؟ چگونه متوجه خواهید شد که به نتیجه‌تان دست یافته‌اید؟

  1. نوشتن شاخص‌های کلیدی عملکرد واضح و خاص

پس از به دست آوردن بینش‌های آن‌ها، معیارها را در دو دسته سازماندهی کنید: شاخص‌های پیش‌نگر و شاخص‌های پس‌نگر.

شاخص‌های پیش‌نگر به آنها اطلاع می‌دهند که آیا نیاز دارند استراتژی خود را تغییر دهند یا تنظیم کنند تا دوباره در مسیر دستیابی به نتیجه مطلوب خود قرار گیرند. شاخص‌های پس‌نگر برعکس هستند. این شاخص‌های کلیدی عملکرد نشان می‌دهند که فرآیندها و به‌روزرسانی‌ها در طول زمان چگونه اجرا شده‌اند.

نکته حرفه‌ای: ممکن است وسوسه شوید که از اصطلاحات شرکتی یا کلمات مبهم استفاده کنید، اما به یاد داشته باشید که این KPIs باید در سطح شرکت به اشتراک گذاشته شوند، بنابراین باید برای همه واضح باشد.

  1. قرار دادن KPIs در یک ابزار اولویت‌دار از راه دور برای ثبت و نظارت بر پیشرفت

ما این را می‌گوییم: نوشتن گزارش‌های KPI از جذاب‌ترین کارها برای انجام نیستند.

این یک کار تقریباً روزانه است که زمان می‌برد تا داده‌های خام را به بینش‌های قابل اجرا تبدیل کند. به‌طوری که گزارش‌های KPI معمولاً عمر کوتاهی دارند پس از اینکه به یک صندوق ورودی رسیدند به دلایل مختلف:

گزارش‌ها تا پایان روز قدیمی می‌شوند زیرا داده‌ها هر ساعت تغییر می‌کنند گزارش‌های PDF یا Excel در صفحه‌های مختلف نمایش به شکل متفاوتی دیده می‌شوند گزارش‌های ارسال‌شده از طریق ایمیل ایمن نیستند دریافت اطلاعات صحیح در زمان مناسب برای کسب‌وکارهای مبتنی بر داده یک ضرورت است. مردم می‌خواهند KPIs را در تلفن‌های همراه، دسکتاپ‌ها و حتی روی صفحه‌نمایش بزرگ در دفتر مشاهده کنند.

اگر به دنبال یک ابزار داشبورد برای رفع این نیازها هستید، کارمیز را امتحان کنید!

ید.

51 مثال و الگوهای KPI برای اندازه‌گیری پیشرفت

در کارمیز، ما طرفداران بزرگ KPIs و شما هستیم، بنابراین تیم ما کار خود را شروع کرد و فهرستی از شاخص‌های کلیدی عملکرد و الگوهای رایگان را بر اساس بخش یا صنعت تنظیم کرد.

مثال‌های KPI فروش
  1. هزینه جذب مشتری (Customer Acquisition Cost): هزینه کل جذب یک مشتری (شامل هزینه‌های صرف‌شده در فرآیند فروش و تلاش‌های بازاریابی)
  2. فعالیت‌های فروش به ازای هر نماینده (Sales Activities Per Rep): تعداد کل وظایف تکمیل‌شده در یک دوره زمانی مشخص
  3. نرخ تبدیل لید به مشتری (Lead to Client Conversation Rate): درصد لیدهایی که در فرآیند فروش تبدیل به مشتری می‌شوند
  4. کل درآمد فروش (Total Sales Revenue): کل درآمد حاصل از محصولات شما در یک دوره زمانی مشخص
  5. طول دوره فروش (Sales Cycle Length): میانگین زمانی که بین تماس اولیه تا بسته شدن فروش طول می‌کشد
مثال‌های KPI عملیات
  1. ساعات اضافه‌کاری (Overtime Hours): تعداد ساعات کاری که یک کارمند بیشتر از ساعات کاری معمول خود انجام می‌دهد
  2. فرآیندهای توسعه‌یافته (Processes Developed): تعداد بهبودهایی که در فرآیندهای عملیاتی جاری ایجاد شده است
  3. هزینه‌های موجودی (Inventory Costs): مجموع هزینه‌های مربوط به ذخیره کالاهای فروخته‌نشده
  4. استفاده از فضای دفتر (Office Space Utilization): درصد فضای دفتر که توسط کارمندان استفاده می‌شود
  5. استفاده از مزایای شرکتی (Company Perks Usage): درصد مزایایی که توسط کارمندان استفاده می‌شود
مثال‌های KPI مالی
  1. بازده سرمایه (Return on Equity): معیاری برای ارزیابی عملکرد مالی بر اساس سود خالص تقسیم بر حقوق صاحبان سهام
  2. حاشیه سود خالص (Net Profit Margin): مقدار پولی که شرکت پس از کسر تمام هزینه‌ها (بهره، مالیات، هزینه‌های عملیاتی و غیره) از کل درآمد خود دارد
  3. هزینه کالاهای فروخته‌شده (Cost of Goods Sold): هزینه کل تولید محصولاتی که یک کسب‌وکار می‌فروشد (هزینه‌های فروش، اداری و بازاریابی را شامل نمی‌شود)
  4. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (Debt to Equity Ratio): نسبت کل بدهی‌های شرکت به حقوق صاحبان سهام
  5. جریان نقدی آزاد (Free Cash Flow): مقدار پول باقی‌مانده پس از کسر هزینه‌های سرمایه‌ای
مثال‌های KPI بازاریابی
  1. بازده سرمایه‌گذاری در بازاریابی (Return on Marketing Investment): بازده حاصل از سرمایه‌گذاری در بازاریابی تقسیم بر هزینه‌های سرمایه‌گذاری در بازاریابی
  2. نرخ پرش (Bounce Rate): درصد ایمیل‌هایی که برگشت خورده‌اند. این اتفاق زمانی می‌افتد که آدرس ایمیل دیگر فعال نباشد
  3. نرخ کلیک (Click-through Rate): تعداد افرادی که روی یک لینک در ایمیل شما کلیک کرده‌اند در مقابل تعداد کل افرادی که ایمیل شما را دریافت کرده‌اند
  4. نمایش‌های ارگانیک (Organic Impressions): تعداد دفعاتی که یک محتوای خاص در فید خبری یک فرد نمایش داده می‌شود
  5. تعداد مشترکین (Subscriber Count): تعداد افرادی که به کمپین‌های ایمیل مارکتینگ شما مشترک شده‌اند
مثال‌های KPI وب‌سایت
  1. نسبت ترافیک به MQL (Marketing Qualified Lead): نسبت ترافیک کل پلتفرم تولیدشده بر تعداد لیدهای بازاریابی واجد شرایط که از آن ترافیک به دست آمده‌اند
  2. خطاهای خزیدن (Crawl Errors): تعداد URLهایی که برای Googlebot در هنگام اسکن صفحات شما غیرقابل دسترس هستند
  3. نرخ پرش (Bounce Rate): تعداد افرادی که پس از ورود به سایت شما در عرض چند ثانیه آن را ترک کرده‌اند
  4. قابلیت استفاده در موبایل (Mobile Usability): سرعت و عملکرد صفحه فرود شما در تلفن‌های همراه و تبلت‌ها
  5. ترافیک ارجاعی (Referral Traffic): تعداد افرادی که از شبکه‌های اجتماعی شما به وب‌سایت شما مراجعه می‌کنند
مثال‌های KPI طراحی
  1. نرخ رضایت مشتری (Customer Satisfaction Rate): پاسخ‌ها به شما اطلاع می‌دهند که کدام مشتریان ناراضی هستند و نیاز به توجه اضافی از تیم‌های مدیریت محصول دارند.
  2. تطابق با استانداردها (Standard Compliance): میانگین تعداد مشکلات مربوط به عدم رعایت دستورالعمل‌های برند، فرآیندها یا رویه‌ها.
  3. زمان پاسخ‌دهی (Response Time): میانگین زمانی که طول می‌کشد تا ارزیابان پروژه و مشارکت‌کنندگان پروژه به سوالات، نظرات و درخواست‌ها پاسخ دهند.
  4. زمان چرخه تولید (Production Cycle Time): میانگین زمانی که طول می‌کشد تا یک پروژه از ابتدا تا انتها تکمیل شود.
  5. زمان اصلاحات (Revision Time): میانگین تعداد دورها یا زمانی که طول می‌کشد تا به طراحی نهایی برسید.
مثال‌های KPI استارتاپ
  1. ارزش طول عمر مشتری (Customer Lifetime Value): درآمدی که شرکت شما می‌تواند از حساب‌های مشتریان فردی انتظار داشته باشد
  2. نرخ فعال‌سازی (Activation Rate): درصد کاربرانی که هر رویداد مهمی را در فرآیند راه‌اندازی کامل می‌کنند
  3. مدت زمان عملیات (Runway): تعداد ماه‌هایی که شرکت می‌تواند قبل از تمام شدن پول خود به فعالیت ادامه دهد
  4. میانگین طول دوره فروش (Average Sales Cycle Length): تعداد روزهایی که به طور متوسط طول می‌کشد تا یک معامله بسته شود
  5. مصرف ماهانه (Monthly Burn): مقدار پول نقدی که به طور ماهانه خرج می‌شود
مثال‌های KPI محصول
  1. نمره ترویج‌دهنده خالص (Net Promoter Score – NPS): عددی که نشان می‌دهد آیا کاربران شما آماده‌اند محصول شما را به دوستان، همکاران و غیره توصیه کنند
  2. ارجاع تیکت پشتیبانی (Support Ticket Escalations): تعداد تیکت‌هایی که به مدیر پشتیبانی مشتری سطح بالاتر ارجاع داده شده‌اند برای حل و فصل
  3. نرخ رضایت مشتری (Customer Satisfaction Rate – CSAT): مقیاس رضایت کلی مشتری از محصول، خدمات یا کارمند شرکت
  4. سرعت (Velocity): تعداد کل آزمایش‌های دستی و خودکار انجام‌شده
  5. کاربر فعال روزانه (Daily Active User): تعداد کاربران فعال در روز
مثال‌های KPI SaaS
  1. نمره ترویج‌دهنده خالص (Net Promoter Score – NPS): عددی که نشان می‌دهد آیا کاربران شما آماده‌اند محصول شما را به دوستان، همکاران و غیره توصیه کنند
  2. نرخ رشد درآمد ماهانه تکراری (Monthly Recurring Revenue – MRR) ماه به ماه (MoM): درصد افزایش یا کاهش ماه به ماه در درآمد خالص تکراری ماهانه
  3. درآمد تکراری سالانه (Annual Recurring Revenue – ARR): مقدار پیش‌بینی شده درآمد سالانه که از مشتریان به دست می‌آید
  4. نرخ خروج (Churn Rate): درصد نرخ مشتریانی که در یک دوره زمانی مشخص از یک کسب‌وکار خارج می‌شوند
  1. فرآیندهای توسعه یافته (Processes Developed): تعداد بهبودهایی که به فرآیندهای عملیاتی فعلی اضافه شده است
  2. نرخ سرعت لید (Lead Velocity Rate): تعداد کل آزمایش‌های دستی و خودکار انجام‌شده
مثال‌های KPI منابع انسانی
  1. نرخ تبدیل استخدام (Recruiting Conversion Rate): درصد متقاضیانی که استخدام شده‌اند در مقابل تعداد کل متقاضیانی که پردازش کرده‌اید (با استفاده از سیستم ATS پیگیری کنید!
  2. هزینه هر استخدام (Cost Per Hire): مجموع هزینه‌های استخدام هر کارمند (شامل هزینه‌های استخدام، آموزش یا آموزش‌دادن و سایر KPIهای منابع انسانی)
  3. هزینه‌های متوسط آموزش (Average Training Costs): مقدار پولی که برای آموزش و توسعه کارمندان صرف می‌شوند
  4. نرخ غیبت (Absenteeism Rate): درصد کارمندانی که در یک دوره زمانی مشخص غایب بوده‌اند
  5. نرخ ترک شغل (Employee Turnover Rate): درصد کارمندانی که شرکت را ترک کرده‌اند

پس از جمع‌آوری و اندازه‌گیری داده‌هایتان، نیاز خواهید داشت تا آن‌ها را در قالبی ساده و قابل‌فهم ارائه دهید. اینجاست که یک راه‌حل جامع مانند کارمیز به کمک می‌آید تا بهترین ابزارهای تجسم داده را ارائه دهد!

شاخص کلیدی عملکرد

چگونه KPI بنویسیم

قبل از اینکه بتوانید شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) را پیگیری کنید، باید بدانید چگونه KPIهای قوی و مؤثر بنویسید. این یک مهارت حیاتی است که وقتی به درستی آن را یاد بگیرید، می‌تواند به طور قابل توجهی استراتژی کسب‌وکار کلی شما را بهبود بخشد. در اینجا نحوه ایجاد KPI که واقعاً اثربخشی و کارایی تیم شما را اندازه‌گیری کند آورده شده است.

  1. اهداف خود را به وضوح تعریف کنید: قبل از اینکه بتوانید عملکرد را اندازه‌گیری کنید، باید بدانید که به دنبال چه چیزی هستید. با تعریف روشن اهداف کسب‌وکار خود شروع کنید. این اهداف ممکن است بسته به کسب‌وکار شما متفاوت باشد، اما اهداف مشترک شامل افزایش فروش، دستیابی به ثبات مالی، بهبود رضایت مشتری، پرورش تعامل کارکنان، یا بهبود کیفیت محصول است.
  2. مناطق حیاتی کسب‌وکار خود را شناسایی کنید: هر جنبه‌ای از کسب‌وکار شما نیاز به KPI ندارد. بنابراین، گام بعدی شناسایی مناطق حیاتی کسب‌وکار شما است که بر موفقیت اهداف شما تأثیر می‌گذارد. برای مثال، اگر هدف شما شامل ثبات مالی است، بخش مالی ممکن است یک منطقه حیاتی باشد که باید بر آن نظارت کنید.
  3. KPI مناسب را انتخاب کنید: حالا که اهداف و مناطق حیاتی خود را می‌دانید، وقت آن است که یک شاخص کلیدی عملکرد مناسب انتخاب کنید. یک KPI خوب باید قابل اندازه‌گیری، مستقیماً به اهداف کسب‌وکار شما مرتبط و حیاتی برای موفقیت سازمان شما باشد. شاخص‌هایی را انتخاب کنید که نمای کلی از وضعیت را ارائه دهند و در عین حال جزئیات لازم برای اتخاذ تصمیمات هوشمندانه را برجسته کنند.
  4. آن را قابل اندازه‌گیری کنید: یک KPI مؤثر باید قابل اندازه‌گیری و پیگیری آسان باشد. به هر حال، شما نمی‌توانید چیزی را مدیریت کنید که نتوانید اندازه‌گیری کنید. به تعداد محدودی از شاخص‌های واضح و خاص پایبند باشید که نشان‌دهنده مستقیم عملکرد شما باشند.
  5. یک چارچوب زمانی مشخص در نظر بگیرید: گنجاندن یک چارچوب زمانی واضح برای به دست آوردن یک ارزیابی دقیق از عملکرد شما ضروری است. برای مثال، مشخص کنید که آیا انتظار می‌رود اهداف شما در یک ربع، شش ماه یا یک سال مالی کامل به دست آید.
  6. به‌طور منظم بازبینی کنید: به یاد داشته باشید که KPIs ثابت نیستند. آنها پویا هستند و باید به‌طور دوره‌ای بازبینی شوند تا اطمینان حاصل کنید که با محیط کسب‌وکار در حال تغییر همخوانی دارند. بازبینی مستمر همچنین کمک می‌کند تا بررسی کنید که آیا KPIs برآورده می‌شوند و آیا نیاز به هرگونه تنظیمات جدید وجود دارد.
  7. ارتباط برقرار کنید: در نهایت، KPIs خود را به اعضای تیم‌تان منتقل کنید تا همه در یک صفحه باشند و به سوی اهداف یکسانی کار کنند. KPIs تعریف‌شده معمولاً ساده، قابل‌فهم و دست‌یافتنی هستند.

به یاد داشته باشید که نوشتن KPIs بیشتر هنر است تا علم. شما باید آنها را به‌طور مداوم تنظیم و تعریف کنید تا فرمت مناسب برای نیازهای خود را پیدا کنید. هدف این است که KPIs را توسعه دهید.

چگونه KPIs را اندازه‌گیری کنیم

پس از آماده کردن KPIs و قالب‌های آن برای پیگیری، مرحله بعدی این است که آنها را در یک راه‌حل دیجیتال مانند کارمیز جمع‌آوری کنید!

کارمیز یک پلتفرم همه‌کاره برای افزایش بهره‌وری است که تیم‌ها برای برنامه‌ریزی، سازماندهی و همکاری در انجام کارها از آن استفاده می‌کنند. با استفاده از وظایف، اسناد، چت، اهداف، تخته سفید و موارد دیگر، تیم‌ها می‌توانند با چند کلیک سفارشی‌سازی شوند و کارها را به‌طور مؤثرتری انجام دهند و بهره‌وری را به سطح‌های جدیدی برسانند!

در اینجا نگاهی دقیق‌تر به دلایلی که تیم‌ها از کارمیز به‌عنوان مرکز پیگیری اهداف و داشبورد KPI خود استفاده می‌کنند، داریم:

1.هم‌راستا کردن وظایف و فعالیت‌های مرتبط با KPI با اهداف در کارمیز
2. تعیین اهداف قابل‌سنجش برای وظایف و پروژه‌ها با پیشرفت خودکار برای دستیابی مؤثرتر به اهداف با زمان‌بندی‌های مشخص و اهداف قابل‌سنجش

تلاش کنید اهداف کارمیز را امتحان کنید

3.اهداف قابل‌سنجش برای وظایف و پروژه‌ها با پیشرفت خودکار برای دستیابی مؤثرتر به اهداف با زمان‌بندی‌های مشخص و اهداف قابل‌سنجش تعیین کنید.

اهداف در کارمیز، محتوای سطح بالا هستند که به اهداف کوچکتر تقسیم می‌شوند. پس از انجام هر اقدام در یک هدف، روی نام آن هدف کلیک کنید تا پیشرفت خود را به‌روز کنید. بسته به نوعی که استفاده می‌کنید، گزینه‌های مختلفی برای پیگیری وجود دارد:

عدد: یک محدوده عددی ایجاد کنید و تغییرات افزایشی یا کاهشی را پیگیری کنید
درست/غلط: از یک جعبه انتخاب انجام شده/انجام نشده برای تکمیل هدف خود استفاده کنید
ارز: یک هدف مالی تنظیم کنید و تغییرات افزایشی یا کاهشی را پیگیری کنید
وظیفه: تکمیل یک وظیفه یا یک لیست کامل را پیگیری کنید. (یک نشان در جزئیات وظیفه با نام هدف مرتبط نمایش داده می‌شود!)

استفاده از گزارش‌دهی KPI با داشبوردهای کارمیز

داشبوردهای مفصلی ایجاد کنید و به‌راحتی کارت‌ها را برای مشاهده پیشرفت امتیازات اسپرینت، وظایف در وضعیت‌های مختلف و باگ‌ها در هر نما اضافه کنید.
داشبوردها در کارمیز جایگزین گزارش‌های هفتگی می‌شوند که در صندوق ورودی مدیر شما انباشته می‌شوند. با یک منبع حقیقت واحد، KPI‌ها را ساخته، نمایش دهید و تعامل کنید.

و نیازی نیست که شما یک دانشمند داده یا طراح گرافیک باشید تا داشبوردها را در کارمیز ایجاد کنید! با یک عمل کشیدن و رها کردن، می‌توانید داشبوردهای خود را سازماندهی کرده و مشاهده کنید که چگونه کارها در فضای کاری شما به هر شکلی که می‌خواهید انجام می‌شود.

مثال هایی از شرکت های معروف دنیا

1. آمازون (Amazon)

  • KPI: نرخ تحویل به موقع (On-Time Delivery Rate)
    آمازون به دلیل تمرکز بر خدمات مشتری، از این KPI استفاده می‌کند تا اطمینان حاصل کند که محصولات به موقع به دست مشتریان می‌رسند.
    هدف: افزایش رضایت مشتری و کاهش شکایات.
    روش اجرا: اندازه‌گیری درصد سفارش‌هایی که در زمان وعده‌داده‌شده تحویل داده شده‌اند.
  • KPI: نرخ تبدیل وب‌سایت (Website Conversion Rate)
    آمازون پیوسته نرخ تبدیل (کاربرانی که خرید می‌کنند) را ردیابی می‌کند.
    هدف: بهینه‌سازی تجربه کاربری و افزایش فروش.
    روش اجرا: تجزیه و تحلیل رفتار کاربران در وب‌سایت.

2. کوکاکولا (Coca-Cola)

  • KPI: آگاهی از برند (Brand Awareness)
    کوکاکولا از نظرسنجی‌ها و ابزارهای دیجیتال برای اندازه‌گیری میزان آگاهی مشتریان از برند استفاده می‌کند.
    هدف: افزایش شناخت برند در بازارهای هدف.
  • KPI: سهم بازار (Market Share)
    این شرکت میزان فروش خود را در مقایسه با رقبا در بازارهای مختلف اندازه‌گیری می‌کند.
    هدف: حفظ یا افزایش سهم بازار در صنعت نوشیدنی.

3. اوبر (Uber)

  • KPI: زمان انتظار مشتری (Customer Wait Time)
    اوبر زمان انتظار مشتری از لحظه درخواست تا رسیدن راننده را بررسی می‌کند.
    هدف: کاهش زمان انتظار و بهبود تجربه کاربری.
  • KPI: نرخ لغو سفر (Cancellation Rate)
    این KPI درصد سفرهای لغو‌شده توسط رانندگان یا مسافران را اندازه‌گیری می‌کند.
    هدف: کاهش نارضایتی و بهبود پایداری خدمات.

پرسش‌های متداول KPI مزایای پیگیری KPI‌ها به‌عنوان یک تیم چیست؟

KPI‌ها به تعریف معیارهای روشن و قابل‌سنجش برای موفقیت کمک می‌کنند و به تیم‌ها این امکان را می‌دهند که برای اهداف خاص کار کنند و پیشرفت خود را به‌طور مداوم اندازه‌گیری کنند. این امر به تیم‌ها حس جهت‌گیری، تمرکز و هدف می‌دهد که می‌تواند منجر به افزایش تعامل و انگیزه شود.

چطور KPI‌ها را برای یک تیم انتخاب کنیم؟

انتخاب KPI‌های مناسب بستگی به هدف، اهداف و مقاصد تیم دارد. در حالی که هیچ روش یکسانی برای همه وجود ندارد، یک تیم می‌تواند KPI‌ها را با در نظر گرفتن اهداف و مقاصد خود، تحلیل عملکرد گذشته و بررسی عواملی که ممکن است بر عملکرد آنها تأثیر بگذارد، شناسایی کند.

اگر تیم من به اهداف KPI نرسید، باید چه کاری انجام دهم؟

اگر تیم شما به اهداف KPI نرسید، ابتدا باید علت اصلی مشکل را شناسایی کنید. این ممکن است شامل ارائه آموزش‌های اضافی، منابع و پشتیبانی به اعضای تیم باشد. علاوه بر این، باید KPI‌ها را بررسی و بازبینی کنید تا مطمئن شوید که آنها قابل‌دسترس، مرتبط و واقع‌بینانه هستند.

حفظ مسیر با KPI‌های قابل‌سنجش

کجا تیم شما به اهداف KPI می‌رسد، فراتر می‌رود یا پیشرفتی ندارد؟ با نرم‌افزار KPI، زمان‌بندی و گزارش‌دهی KPI‌ها در یک مکان مرکزی وجود دارد تا هر کسی بتواند به‌راحتی داده‌ها را بازیابی کرده و بفهمد کجا هستند و باید به کجا برسند.

به راحتی می‌توان در داده‌ها گم شد و ساعت‌ها زمان صرف ایجاد یک گزارش یک‌صفحه‌ای KPI کرد. این روش قدیمی بهره‌وری است. نرم‌افزار صحیح KPI، فرآیند گزارش‌دهی را ساده می‌کند و به شما زمان بیشتری می‌دهد تا بر بحث‌ها و فعالیت‌های استراتژیک تمرکز کنید.

به رشد خود ادامه دهید و اگر به ابزاری برای ناوبری بدون خطا نیاز دارید،کارمیز پشتیبان شماست!

نظرات شما برای ما ارزشمند است! برای کمک به ارتقای کیفیت مقالات و تکمیل موضوعات مطرح‌شده، دیدگاه خود را در انتهای این مقاله ثبت کنید. مقالات مرتبط با موضوع KPI نیز برای مخاطبان سایت کارمیز به اشتراک گذاشته شده است. همچنین اگر مایل به دریافت مشاوره یا آشنایی بیشتر با امکانات نرم افزار کارمیز هستید، از طریق ارسال فرم با ما در ارتباط باشید.

اشتراک گذاری:

هنا شجیرات

عضویت در خبرنامه

درخبرنامه ما عضو شوید

لورم ایپسوم متن ساختــگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیــک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *